۱۱۴۲

عشق، دوست داشتن، و مکانیسم های روانی

بر‌تر دونستن 'دوست داشتن' در مقایسه با 'عشق' ممکنه مکانیسمی روانی برای کم کردن سرخوردگی ناشی از پایان عشق باشه.
عشق- با همه هیجان و لذت ش- وقتی که تمام می‌شه راه آسان‌تر اینه که توجیه ی پیدا کنیم برای موندن با کسی که دیگه عاشق ش نیستیم، و چه چیزی راحت‌تر از این که پایانِ عشق رو، با عنوانِ جدیدِ دوست داشتن، امری مقدس بدونیم. من حدس می زنم شاید بسیاری از اصول اخلاقی صرفن مکانیسم‌هایی روانی برای کاهش درد باشن. از جمله این که ما بسیار احتمال داره دردِ پایان عشق و دشواری و پرهزینه بودن آغاز کنشی جدید برای بازتولید حس عشق رو با 'دوست داشتن' نامیدن ش کاهش بدیم.

/ 6 نظر / 15 بازدید
امید

صحیح است. با تشکر.

شادی

موافق نیستم. عشق دوره ای دارد. اگر بیش از حد طول بکشد احتمالا باید دنبال اختلالاتی در فرد بگردیم. هیچ آدمی نمی تواند در هیجان کشف اولین قدم ها, اولین کلماتی که بیان می کند, اولین چیزهایی که در دهانش می گذارد و غیره باقی بماند. هیجان اولیه که از بین برود یاد بگیرد که از امکانات به دست آمده استفاده کند. عشق هیجان شدیدی است که در مدت شناختن و به دست آوردن معشوق داریم.

Alex

چقدر دوست داشتم این تعبیر رو! تا حالا این طوری بهش نگاه / فکر نکرده بودم.

shayad alaqe be sobate rabetast ke mafhume dust dashtan ro shekl mide. Shayad chon ravabete kutah modat dar farhange ma tarif nashodast. Va hamintor ashkaale digare rabete.

خواننده

من و يكي از دوستان داشتيم فكر مي كرديم به پست هاي اخير شما، و به اين نتيجه رسيديم كه پست هاي نقل قول از كتاب ها و ديگران زياد جذاب نيستند و پست هايي كه نويسنده اش خود شما هستيد جذاب و خواندني هستند. پيشنهاد سازدنده هم اين كه ادامه دهيد به نوشتن.

ساره

چقدر نوشته هات فاز روانشناسانه ای پیدا کرده. این آخری از همش بهتر بود ولی. گرچه من همیشه با مفاهیم دوست داشتن و عشق و وابستگی مشکل داشتم.