٩٠٢

خورش قیمه با قارچ

برای پختن خورش قیمه با قارچ به اندازهِ چهار نفر، من این کارها را می کنم:

۱. یک شب زودتر چهار استکان لپه پاک شده را در یک ظرف آب سرد می ریزم تا خیس بخورد.

٢. روز بعد، یک قابلمه متوسط را تا یک سوم آب می کنم. لپه خیس خورده را داخل قابلمه می ریزم و به مدت ۴۵ دقیقه بر روی حرارت بسیار ملایم می پزم.

٣. همین طور که لپه ها داخل قابلمه در حال سپری کردن ۴۵ دقیقه شان هستند، دو عدد پیاز متوسط را دانه ریز رنده و داخل یک ماهیتابه در روغن با حرارت بسیار ملایم سرخ می کنم.

۴. ۴۵ دقیقه که سپری شد، لپه پخته را داخل آب کش می ریزم و زیر آب سرد می شویم.

۵. لپه را از آب کش به ماهیتابه که حالا بوی پیاز سرخ شده اش مجتمع را برداشته، اضافه می کنم، و حدود ١٠ دقیقه تفت می دهم.

۶. دو بسته (حدود ۴٠٠ گرم) قارچ را بعد از شستن، درشت خرد می کنم.

٧. لپه و پیاز را از ماهیتابه به قابلمه نسبتآ بزرگی منتقل می کنم و روی آن حدود ٢ استکان سر پر رب گوجه فرنگی، دو لیوان آب سرد، یک قاشق مربا خوری زرد چوبه، مقداری فلفل سیاه و مقدار قابل توجهی نمک اضافه می کنم.

٨. قارچ خرد شده را به قابلمه اضافه می کنم.

 ٩. ۴ عدد لیمو عمانی را با چنگال سوراخ سوراخ می کنم و داخل قابلمه می ریزم.

١٠. زیر قابلمه را با کمترین حرارتِ ممکن روشن می کنم، تا خورش چند ساعتی بپزد و آرام آرام جا بیفتد.

١١. در ساعاتی که خورش در حال جا افتادن است، مقدار قابل توجهی زعفران را پس از سابیدن، در قوری مخصوص زعفران دم می کنم و سپس روی خورش می ریزم.

١٢. در همان ساعات که خورش آرام آرام متولد می شود، یک سیب زمینی بزرگ را به صورت خلال های متوسط خرد، و در ظرف دیگری سرخ می کنم.

١٣. خورش موقعی آماده است که آب آن کار رفته، و همه خورش یک بافت ثابت و یک شکل پیدا کرده باشد.

١۴. خورش آماده شده را داخل ظرف یا کاسه می ریزم، و روی آن را با خلال های سیب زمینی سرخ شده تزیین می کنم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٨٨۵

غذا به مقداری می پزم که در همان وعده غذایی یا حداکثر یک وعده بعد از آن تمام شود. برای آن چیزی که درست می کنم آن قدر احترام قایل هستم که شرایطی فراهم نکنم که لذت اش کم شود و یا در حالت فاجعه تر مجبور شوم دور بریزم اش.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٨۶٠

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٨۵٧

فکر نمی کردم بشه در ایران برای گیاه خواری رستورانِ اختصاصی پیدا کرد. ولی خوب، آناندا رو امشب امتحان کردیم. رستورانِ آناندا قیمت های عادلانه و منویِ نسبتآ متنوعی داره با غذاهایی نام آشنا، با این ویژگیِ خاص که برای پخته شدنِ هیچ کدوم از غذاهایِ این منو، هیچ حیوانی به قتل نرسیده.

آدرس رستوران گیاهی آناندا: پاسدارن، بهستان دهم، اختیاریه جنوبی، جنب مخابرات

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٨۵٢

به پیشنهادِ مریم، از حدودِ ١٠ روز پیش- و فعلآ برای مدتِ محدودی- یک دورهِ گیاه خواری رو شروع کردیم. هر نوع گوشت یا محصولِ گوشتی از برنامهِ غذایی مون حذف شده. تجربهِ خیلی جالب و متفاوتی بوده. البته مستقل از مسایلِ تغذیه ای که داره، باید اعتراف کرد که به لحاظِ اجتماعی احتمالآ آدم رو محدود می کنه، به خصوص که در ایران چنین چیزی مرسوم هم نیست. اگر این برنامه بخواد ادامه پیدا کنه، رستوران رفتن، مهمان بودن، و مهمان دعوت کردن، و خیلی از رابطه های انسانی که توش غذا خوردن یک عاملِ معنا دار به حساب میاد احتمالآ، در حالت خوش بینانه، کمی دچار مشکل میشه. هزینهِ پولیِ گیاه خوار بودن هم به نظر میاد از اون چیزی که آدم انتظار داره کمی بیشتر باشه، و بعیده به کاهشِ هزینه هایِ خوردوخوراک کمکی بکنه، تازه اگر خودش باعث افزایش این تیپ هزینه ها نشه. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آذر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :شخصی و تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٨٢١

تخمهِ آفتاب گردانِ خام را یک روز در آب لیمویِ رقیق شده و اندکی نمک بخوابانید. سپس داخلِ قابلمه بریزید و حرارت دهید، تا جایی که آب آن بخار شود ولی تخمه ها هنوز مرطوب باشند. تخمهِ پخته شده آماده مصرف است. تجربهِ متفاوت و احتمالآ لذت بخشی از تخمه شکستن به شما خواهد داد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٨١٧

تنها چند دقیقه ای از سیر شدن ام میگذرد. امشب خورشِ قورمه سبزی خوردیم با برنجِ بی نظیرِ لنجان. برنج لنجان را سال های پیش در اصفهان خورده بودم، هر چند در آن زمان نسبت به موضوعِ برنج و تفاوتِ بینِ انواعِ مرغوب و غیر مرغوبِ آن اطلاعاتی نداشتم. در واقع، دانشِ من دربارهِ برنج و چلو برمیگردد به دورانِ زندگیِ مجردی و بعدتر زناشویی در تهران. صادقانه بگویم، برنج لنجان را بهترین برنجی یافتم که تا امروز خورده ام. رایحه و طعم اش بی مانند است. همین الان احتمالآ تا چند کوچه آن طرف تر، همه مست عطر اش شده اند. با احترام به برنجِ درجهِ یکِ شمال- که به حق از افتخاراتِ ما ایرانیان است- باید اعتراف کنم برنجِ لنجان از آن نیز مرغوب تر است. برنج لنجان از آبِ پاکِ زنده رود تغذیه می شود، و در منطقهِ فلاورجان و سِدهِ لنجانِ اصفهان به عمل می آید. ظاهرآ به دلیلِ محدودیتِ سطحِ زیرِ کشت، این برنج توزیعِ کشوری ندارد و برای اکثر مردمِ کشور ناشناخته است. در تهران، مغازه میوه فروشیِ کوچکی را پیدا کرده ام که صاحبِ آن یک اصفهانی ست؛ او این برنج را مستقیم از کشت زارهایِ سرسبزِ لنجان به پستوی مغازه اش در نزدیکیِ خیابانِ یوسف آباد منتقل می کند.  از ایرادهایی که معمولآ  به برنج لنجان وارد می کنند اندازهِ کوچکِ دانه هایِ آن است. اضافه بر آن، چلو کردنِ این برنج به اندکی مهارت نیاز دارد که آن نیز خود تجربه، دقت در جزییات، و قدری ممارست می طلبد.

پی نوشت یک: در گوگل «برنج لنجان» را جستجو کردم، چیزهایی خواندم که مصرفِ این برنج به خاطر آلودگیِ آبِ زاینده رود، به بروز بیماری ام.اس. منجر می شود. البته ظاهرآ هیچ منبعِ قابلِ استنادی این موضوع را تایید نکرده است.

پی نوشت دو: ایرانی، برنج پاکستانی و هندی که می خورد حال اش دل سوز می شود. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٧٩۵

امشب برق که رفت، رفتیم «پیتزا پنتری» در خیابانِ ویلایِ جنوبی، که غذاهایِ مکزیکیِ بی نظیری دارد با حدودِ ۴٠ سال سابقه، و قیمت هایی بسیار منطقی. بارِ دومی بود که آن جا می رفتیم. از تجربه کردنِ آن پشیمان نخواهید شد. در ضمن، «بونوئل اسپشال» و «تریستانا» را به عنوان غذاهای اختصاصیِ این رستوران توصیه می کنم، به شرط آن که فلفلِ خیلی زیادِ آن مزاحمت ایجاد نکند برا تان.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٧۵٠

انگور اومده.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۷۴۸

در اصفهان، برای صرف چای و یا آش رشته، چای خانه سنتی هتل شاه عباس را توصیه می کنم، البته به شرط این که به صورت صرفآ مرد نخواهید وارد شوید که در این حالت بعید است راهی به داخل بیابید.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٧۴١

خوردنِ دل، جگر، قلوه، خوش گوشت، و یا خوئک در غذا فروشی هایِ غیر مطمئن، هیچ فرقی با خوردنِ یک مشت قرصِ خواب حل شده در آب ولرم ندارد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


٧٣٧

بهترین جا برای خرید شیرینی یزدی در ایران، احتمالآ «بنگاه شیرینی سازی حاج خلیفه علی رهبر» در میدان امیر چقماق یزد است. با احترام به همه شیرینی های یزدی، که بدون استثناء در ظرافت و عطر به شیرینی های خانگی بسیار نزدیک اند، من سوهان آردی را از بقیه بیشتر دوست می دارم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۷۱۶

چلو را به کته ترجیح می دهم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۷۰۵

شرکت «کاله» در تنوع و کیفیت تولید محصولات لبنی و گوشتی در ایران هیچ رقیبی ندارد. بسیاری از محصولات ناب، ارزشمند، و بی مانندِ کاله را فقط می توان در سوپر مارکت های بسیار شیکِ شمال ِ تهران پیدا کرد؛ محصولاتی که احتمالآ قدرت رقابت با نوع خارجی ِ خود را نیز دارند. اخیرآ خرید دو نوع پنیر با مارک «کاله» شور ِ جدیدی به زندگی ام وارد کرده که به دوستان توصیه می کنم حتمآ امتحان کنند. یکی «پنیر بلوچیز»، و دیگری «پنیر گودا». این دو پنیر برای کسانی که از خوردن -به اصطلاح پنیر- های خامه ای خسته شده اند به شدت توصیه می شود. «کاله» هم چنین برای پیتزا و غذاهایِ پاستایی «پنیر پارمزان» را به بازار عرضه کرده است، آن هم برای دوستانی که از پنیرهای آدامسیِ بدون طعم بر روی پیتزاهایی که هر کدام نیم کیلو خمیر زیرشان است، زده شده اند.
پی نوشت: اصیل ترین پنیر ایرانی برای صبحانه، البته «پنیر لیقوان» است.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۷۰۴

در سبزی خوردن، «ریحان» لذیذترین، کم یاب ترین، و ارزشمند ترین بخش آن است. خود من، خرید سبزی خوردن که می روم، فقط ریحان و تربچه می خرم. می توانم نیم کیلو «ریحان» را  یک جا، بدون هیچ ماده غذایی دیگری بخورم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۶۹۸

به بریانی اصفهان ایمان دارم، و چون تهران زندگی می کنم، دوری اش عذاب ام می دهد. یک پرس بریانی اصفهان که با حجب و حیایی شهرستانی در نان زرد سنگک تازه ای خود را پوشانده، فقط کافی ست با ریحان تازه و دوغ چرب محلی آرایش شده باشد تا حاضر شوم تا سقف ۳۰۰۰ تومان هم خرجش کنم، فقط به شرط این که اجازه ام دهد سنگک اش را کنار زنم، گوشتش را عریان کنم، و لقمه لقمه از آن خورم، سیر گردم، و چرت بعد از ظهر خویش را آغاز نمایم.
برای خوردن بریانی اصفهان، من «بریانی هشت بهشت» را توصیه میکنم، در ابتدای چهارباغ پایین، میدان انقلاب، نبش مادی نیاصرم. از بریانی های سنتی و شدیدآ بی ادعای اصفهان است. فضایش بسیار آلوده و پرچرب است، جای نشستن وسیعی ندارد، و فقط اجازه داری بنشینی، و غذایت را که خوردی، به سرعت محل را ترک نمایی. دستمال کاغذی هایش شبیه روزنامه های بریده شده است. لیوان های روی هر میز، فلزی و جای انگشت و لب مشتریان قبلی بر روی آن ها کمی آزار دهنده ست. رییس «بریانی هشت بهشت»، آشپز، و صندوقدار آن همه یک نفر هستند. قیافه او به دلیل اضافه وزن و فقدان موی سر همیشه در خاطر خواهد ماند، به ویژه آن که همان طور که غذا میپزد و روغن ِ گوشتِ در حال ِ سرخ شدن اش را به در و دیوار و لباس مشتریان می پاشد، سفارش میگیرد. بریان را در نان سنگک سرو می کند. بسیار لذیذ است. 
معروف ترین بریانی اصفهان، ولی، آنچه در بالا آمد نیست. اگر به مکان نسبتآ با کلاس تری فکر میکنید، که بسیار هم معروف شده باشد، «بریانی اعظم» (خیابان مسجد سید، تقریبآ روبروی خیابان طیب) انتخاب بهتری ست. البته من «بریانی اعظم» را به دلایلی که موضوع این بحث نیست، دوست ندارم.
«بریانی بیشه» در بوستان سعدی- تقریبآ روبروی صدا و سیمای رژیم- هم این روزها انتخاب آدم های بسیاری شده ست.
پی نوشت: به جان عزیزان تان قسم: بریانی، مرغ بریان نیست. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۶۹۲

تهران، در دو رستوران لذت ِ همراه با حس گناه و ترس ِ ششلیک خوردن را تجربه کرده ام که ششلیک هر دوی آن ها کیفیت مطلوبی داشت، هرچند هیچکدام به پای ششلیک «پدیده شاندیز» مشهد نمی رسید. یکی «رستوران آبشار» در فرحزاد، و دیگری «رستوران SPU» درکه. دومی محیط شیک و تمیز تری دارد و آن یک باری که ما رفتیم بسیار شلوغ بود و حدود یک ساعتی در انتظار ماندیم تا جایی خالی شود. قیمت ششلیک در هر دوی این رستوران ها امسال باید حدود  ۱۰۰۰۰ تومان باشد.  

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۶۸۳

گویند: «لب ریز و لب سوز و لب دوز» باید باشد چای. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۶۸۱

گز کرمانی- نوع «فوق ممتاز» آن- بهترین گز اصفهان است. دقت شود که فقط از فروشگاه اصلی نسبت به خرید آن اقدام شود. آنچه در سایر مغازه های شهر به نام گز کرمانی میفروشند، هیچ نسبتی با نوع واقعی آن ندارد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۶۶۶

بیشتر مردم کشوری که من در آن زندگی میکنم، میمیرند بی آنکه حتی یکبار در طول زندگی شان شراب خورده باشند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۶۱۹

میگفت معجونی ساخته ام از آب ِ جانِ کشمش و اسکاچ ِ زرد ِ بریتانیای کبیر.

 

خاطره ای به یادم آمد مفصل، که از شرح ریزه ای از آن نیز عاجز بودم. پس بسنده کردم به آن قسمتش که:

 

« ... به منزل که بازگشتم وسوسه ای بود آنجا که مقاومت در برابرش را نیازی نبود و نه تابی. آنجا در اتاق ِ کناری که پیشتر شرحش به تفصیل آمده بود، در گوشه ای از کمدی قفسه ای، آن پایین، بطریِ مستطیلی شکلی، درون ِ جعبه  مقوایی ِ سرخ رنگ ِِ هندوانه ای، که بر روی آن با رنگی طلایی چیزکی نوشته شده بود تحریک آمیز و اصیل، انتظارم را میکشید. نیازی نبود چشمها را تیز کنی که بخوانی اش، مشروط براینکه انگلیزی میدانستی. از چند پایی اش هم پیدا بود که بر رویش نگارش کرده اند با ابزار آلاتی برقی Johnnie Walker. در چوب ِ بلوط خوابیده بود محتویاتش پیشتر، خیلی قبل تر از اینکه به خانه ام راه یابد، جایی در اسکاتلند؛ همان بریتانیای کبیر شاید. بعدتر از آن زمان که در بلوط خوابانده بودندش آن ابتدا، عزیزی به مناسبت زمان زاده شدنم هدیه اش کرده بود با عشق، و دقت نیز هم. تجربهِ لب آلودن به این مایع ِ روحیه ساز را نیز که هرگز در خاطر ذخیره نکرده بودم، که آنچه خورده بودم خارج از اسکاتلند ظرف شده بود در قوطی های فلزی ِ فاقد ساختاری زیبایی شناختی و فرسنگ ها دور از چوب بلوط ، انگار همه اش سایه ای بود از مطلوب...»

 

به اینجا که رسیده بودم، کلامم را قطع کرد و فرمود: «به سلامتی!» در جوابش گفتم: «به سلامتی!» و از آن پس، پیاله هامان سخن  آغاز کردند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی و تگ های این مطلب :هی


۵۸۵

اکثر مواد غذایی با گذر زمان کهنه میشوند و باید دور ریخته شوند. بسیار اندک اند خوراکی هایی که با طی شدن ماه ها و سال ها نه فقط کیفیت خود را از دست نمیدهند، که حتی ارزش غذایی افزوده نیز میابند. به نظرم چنین نوشیدنی/خوردنی هایی پس از چند سال معنایی مضاعف خواهند داشت، و نوشیدن/خوردن آنها تجربه ای فراتر از تجربه یک مستی/ترشی ساده را در اختیار مصرف کننده آنها خواهد گذاشت.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :تحلیل و تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۵۵۱

فسنجان از غذاهای گرم میباشد و بهترین فصل پخت آن زمستان است.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ مهر ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۵۳۵

مدت زمان دم کشیدن چای به نوع آن بستگی دارد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۵۲۲

عجله بزرگترین آفت آشپزی ست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۵۲۰

از بس همه آشغال چای خوردن، اصلآ فرق چای خوب و بد رو تشخیص هم نمیدن.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۵۱۸

هرچه بیشتر در فریزر را باز و بسته کنیم، مواد غذایی منجمد داخل آن زودتر خراب میشوند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۴۸۹

تهران، خیابان ولیعصر، نرسیده به چهار راه پارک وی، سوپر استار

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۴۷۵

چای ایران به مراتب از چای های شیمیایی احمد و غزال و مریم و محمود و ... بهتر است. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۴۶۳

تر پلو

ترپلو احتمالآ غذایی نایینی ست. برای پخت آن برای ۲ نفر ابتدا یک شب زودتر دو پیمانه برنج خیس کنید. فردای آن روز سینه و ران مرغ را آب پز کنید. مرغ آب پز شده را خارج کرده و آب مرغ را آنقدر حرارت دهید تا کاملآ غلیظ شود ( با حجمی در حد چند قاشق غذاخوری). در ظرف آب جوش دیگری برنج خیس خورده را کمی بپزید و سپس آبکش کنید. قابلمه ای با اندازه مناسب بر روی اجاق گذارید، در آن روغن بریزید، حرارت دهید و سپس کف آنرا با سیب زمینی خرد شده بپوشانید. روی سیب زمینی کمی نمک بریزید. سپس کمی از برنج آبکش شده را در ظرف روغن و سیب زمینی بریزید و روی آن مقداری زیره سیاه و یک تکه مرغ آب پز شده قرار دهید. بقیه برنج را کم کم اضافه و داخل آن ران یا سینه مرغ را قرار دهید و باز زیره بریزید. آب مرغ غلیظ شده را با قاشق چایخوری به همه سطوح برنج بریزید و در ظرف را ببندید و با تنظیم حرارت بگذارید دم بکشد. با حاضر شدن غذا به آن زعفران و زرشک اضافه کنید و در نهایت از خوردن ترپلو لذت ببرید.

(همین عکس در سایت فوتو)

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۴۵۴

خوردن غذا در رستوران از بهترین لذتهاست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ فروردین ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۳۹۵

چای دارجلینگ، بهترین چای در جهان میباشد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ دی ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۲۲۰

- مامان جونی؛ من حوصلم سر رفته. چی کار کنم؟

- شراب بخور عزیزم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :دیالوگ و تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی


۲۰۳

-آقا بفرمایید چایی تازه دم؛ خوش رنگ و لب سوز

-ممنونم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ دی ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی و تگ های این مطلب :دیالوگ