٩۴٣

شورای نگهبان دوشنبه شب انتخابات دهم ریاست جمهوری را تایید کرد. دو روز بعد از آن، یعنی چهارشنبه ١٠ تیر ١٣٨٨ میرحسین موسوی بیانیه ای صادر کرد. جنبه های سیاسی این بیانیه موضوع این نوشته نیست. می خواهم قسمت کوچکی از این بیانیه را در این جا نقل کنم که موسوی را از یک بازیگر عرصه سیاست به سطح یک هنرمند اومانیست ارتقا می دهد. آن جا که موسوی می گوید: «پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.»

این بخش بیانیه موسوی را که می خوانم یادم می آید که روزی روزگاری جایی در این شهر بی در و پیکر، حدود ساعت ١١ شب که به خانه برمی گردم، جمعیت قابل توجهی از انسان های نظامی و هم انسان های موسوم به لباس شخصی را می بینم که از وانتی که آن جا پارک کرده یکی یکی در ظروفی یک بار مصرف، غذا و نوشیدنی می گیرند و در گروه های کوچک چهار پنج نفره می نشینند بر روی زمین خاکی، گرسنه و خسته به خوردن مشغول. غذا خوردن شان را می بینم، و در این خوردن، انسان زمینی تر می شود، شکننده تر و دوست داشتنی تر. خستگیِ چهره شان و گرسنگیِ تک تک شان برای لحظاتی همه احساسِ منفی ام را به کناری می زند و کمک ام می کند که دوست شان داشته باشم.

همین.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :میان اخبار