٩٣٧

من فکر می کنم قبل از هر چیز باید اثبات کرد که در انتخابات تقلب شده. فعلآ که چنین چیزی اثبات نشده. معترضین به نتایج انتخابات به جز یک سری فرضیات و داده های پراکنده، استدلال محکمه پسندی ارایه نکردن.  برخی از این داده ها، البته، کاملآ قابل توجه هستن و تردید در مورد سلامت انتخابات رو افزایش می دن، گاهی خیلی زیاد هم افزایش می دن. برای من، به طور مشخص، شکل و ساختار غیر معمول اعلام نتایج در نیمه شب جمعه و بامداد شنبه کاملآ عجیب به نظر می رسه و فرضیه تقلب رو کاملآ جدی می کنه. ولی این کافی نیست. از طرفی، سنگ پرانی و آتش بازی های خیابانی هم- اگر خوش شانس باشیم- چیزی رو جایی تغییر نمی ده. البته باید ترسید از روزی که این سنگ پرانی ها به تحقق مطالبات سبزپوش ها منجر شه. قدرت کسی که با خشونت و قانون شکنی به قدرت می رسه را چه کسی قراره کنترل کنه؟

برای کسانی که فکر می کنن تقلب شده، بهتر اینه که از هر طریق علمی و مستند که می تونن این موضوع را اثبات کنن. اصلآ ممکنه در جریان این بررسی، فرضیه تقلب رد، و کل این اعتراض ها به جریانی پوچ و حماقت ی دسته جمعی بدل شه.

اگر فرضیه تقلب اثبات شه، اون وقت به درد بخور ترین روش برای ایجاد فشار به دولت برای عقب نشینی، استفاده از آپشن های مدنی و قانونی ست که در اختیار شهروندان است. فقط یکی از ده ها آپشن مدنی موجود رو مثال می زنم: طرفدارهای موسوی احتمالآ ادعا می کنن که او در تهران چهار، پنج میلیون رای آورده ، خوب اگر فقط نیمی از آدم هایی که به موسوی رای دادن، بدون این که مطلقآ قانون شکنی کنن، از آپشن در خانه ماندن و سر کار نرفتن استفاده کنن، فکر می کنید چقدر طول می کشه که خواسته شان برای تکرار انتخابات محقق شه؟ این فقط یکی از ده ها روش اعتراض قانونی ست.

خشونت و قانون شکنی های خیابانی بسیار خطرناکه، و اگر هم به تغییری منجر بشه، بعید می دونم اون شرایط جدید با کیفیت تر از شرایطی باشه که الان درش قرار داریم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :تحلیل