٩٢٢

سینمای وودی آلن در Vicky Cristina Barcelona به اوج پختگی اش می رسد، و این برای مردی که حالا ٧۴ سال سن دارد، نشان گر روح جستجوگر و ماجراجوی اوست. همان ماجراجویی و گشت و گذاری که در همه فیلم های اش نشان مان داده و حسابی تلنگرمان زده که به رویاها و فانتزی های خویش، هرچند در تقابل با ارزش های رایج دور و برمان، وفادار بمانیم. سینمای وودی آلن سینمای روشن فکری ست، دقیقآ به همان معنای رایج جهانی آن، و او هم اصولآ مشکلی ندارد که از موضع یک روشن فکر و احتمالآ فقط برای طبقه مشابه خویش سخن بگوید.

وودی آلن با قراردادهای رایج و تعهدات متعارف جنسی راحت نیست، و حالا در Vicky Cristina Barcelona راحت تر و بی قید و بندتر از همیشه به نظام تعهد آور ازدواج اعتراض، و البته برای نخستین بار مخاطب خویش را به نسخه مطلوب ذهنی اش نزدیک تر می کند. شک و تردید های وودی آلن ی در مورد الگوی مطلوب روابط جنسی بین انسان ها که در  در دهه های هشتاد و نود در نمونه هایی مثل «آنی هال» و «زن و شوهرها» همیشه مخاطب را با پاسخ «نمیدانیم» روبرو می ساخت، حالا در فیلم اخیرش همراه شده با اطمینان از آنچه «نمی خواهیم»، مستقل از این که آیا اصولآ وضعیت مطلوبی هست یا نه. آن جا که فیلم با این جمله به پایان می رسد: «کریستینا به جستجوی اش ادامه داد، فقط مطمئن از این که چه چیزی را نمی خواهد.» و آنچه کریستینای فیلم نمی خواهد آرامش یک زندگی کسالت بار و تکراری ست، هرچند هزینه گفتن «نه» به این سبک زندگی چیزی جز جستجویی ابدی و بی پایان و اضطراب ی به بزرگی همه عمرش نباشد.

Vicky Cristina Barcelona ماجرای سفر دو دختر آمریکایی به شهر بارسلون برای گذراندن تعطیلات تابستانی ست. «ویکی» که اخیرآ با «داگ» در نیویورک نامزد شده برای انجام پاره ای تحقیقات بر روی پایان نامه اش به بارسلون آمده. «کریستینا» هم که تیپی هنری و حسی تر است برای بهتر شدن روحیه اش که به خاطر قطع رابطه با دوست پسر سابق اش به هم ریخته، راهی این سفر شده است. این دو در بارسلون به شکلی تصادفی با «آنتونیو» ی نقاش آشنا می شوند که اخیرآ از همسرش «ماریا» جدا شده و شخصیتی بوهمیایی و ماجرا جو دارد. «آنتونیو» خیلی صریح و مستقیم به هر دو دختر پیشنهاد رابطه می دهد و با بیان این جمله فیلم را وارد فاز دراماتیک خود می کند: «زندگی کوتاهه، خسته کننده ست، و پر از رنج. و این یک فرصت ه برای اتفاقی ویژه»

فیلم ماجرای عشق، سک.س. و رابطه های موازی و پی در پی «آنتونیو» با «ویکی»، «کریستینا»، و همسر سابق اش «ماریا» است. از طرفی، با ورود نامزد «ویکی» به بارسلون و ازدواج رسمی آن دو، تصویر دقیقی از تعارض ات و تنش های درونی «ویکی» ناشی از رابطه کسالت آور با همسرش از یک سو، و تمایل شدید اش به برقراری رابطه جنسی با «آنتونیو» از سوی دیگر برای مخاطب فیلم ترسیم می شود. تعارضاتی که با تماشای رابطهِ دوستِ آزاد و رهایش «کریستینا» و «آنتونیو» در وی مرتب تقویت می شود. «ویکی» از این ناراحت است که چرا نمی تواند جای «کریستینا» باشد و با«آنتنیو» که برای اش بسیار جذاب است به بستر رود. از طرفی حاضر نیست ریسک کند و امنیت ی که شوهراش برای او تضمین کرده را به خاطر ماجراجویی های جنسی از دست بدهد. او آنچه می خواهد را ندارد، چون آن چه نمی خواهد امن تر است.

تقابل و تباین ی که وودی آلن بین دو شخصیت اصلی فیلم، «ویکی» محافظه کار و «کریستینا»ی ماجراجو، ایجاد می کند در واقع همان دو راهی ای است که همیشه و از همان اوایل دهه هفتاد در همه فیلم های اش موج می زند، دو راهی ای که یکی اش رهایی است و اضطراب، و آن دیگری امنیت و اسارت. این بار ولی، وودی آلن شفاف تر از همیشه موضع اش را در نفی راه دوم مشخص کرده است. او به شکل واضح ی می گوید که انتخاب اش این است که امنیت و آرامش ی که جذاب نیست را نمی خواهد. 

وودی آلن در Vicky Cristina Barcelona از همیشه بی پرواتر شده است و، با ظرافتی فوق العاده و بدون این که به ابتذال و سطحی نگری رایج هالیوودی دچار شود، حالا برای اولین بار با تصویر کردن یک مثلث عشقی و جنسی زیر یک سقف در شرایطی که هر سه ضلع مثلث هم زمان و با رضایت کامل به ارضای نیازهای جنسی و عاطفی یکدیگر مشغول هستند،  ما را با این پرسش جدی روبرو می کند که قراردادها و هنجارهای پذیرفته شده، اعتبارشان چگونه اثبات می شود، و اساسآ آیا این امکان وجود دارد که همه این هنجارها چیزی جز مجموعه ای از عادات جمعی شده در طول زمان نباشند؟ در دیالوگی از فیلم، وقتی «کریستینا» از تجربه رابطه جنسی اش با هم جنس اش «ماریا»، همسر «آنتونیو» می گوید و اضافه می کند که «آنتونیو» هم در جریان این موضوع قرار دارد، شوهر «ویکی» می پرسد: «یعنی می خوای بگی دو جنس گرا هستی؟» و «کریستینا» با اعتماد به نفسی روشن فکرانه پاسخ می دهد: «من هیچ دلیلی نمی بینم همه چی رو لیبیل بزنم، من خودم هستم.»

فیلم اخیر وودی آلن به جز محتوای دقیق، پخته، و شجاعانه ای که دارد، احتمالآ به خاطر موزیک سحر آمیز و بی نظیرش، ریتم و داستان گویی بسیار جذاب، و بازی های خیلی خوب بازیگران فیلم هم تحسین شده است.  

Vicky Cristina Barcelona، مانند همه کارهای قبلی وودی آلن، ساخته شده برای همه کسانی که به هر دلیل هویت شان نفی بخش بزرگی از آن چیزهایی ست که عوام می پسندند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :سینما