٨٩٩

آرام آرام نزدیک می شوی به سن و سال اولین مرد زندگی ات در کهنه ترین چیزهایی که مبهم به یاد می آوری، در آن جا افتاده ترین خاطرات ات.

و تو فقط دل ات به همین خوش بماند که او هنوز هست، آن جا که اگر خوش شانس باشی سی و دو سال دیگر می رسی،

آن زمان ولی،

بدون او.

اسفند ١٣٨٧

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :هی