٨٩۶

حالا که برای بار دوم «درباره الی » را تماشا کرده ام، دو روز هم از تماشای آن گذشته است و لذت و شوک و جو گیری اولیه بعد از آن هم ته نشین شده، می توان ام با خیال راحت تری از واقعیت هایی تغییر ناپذیر درباره این فیلم صحبت کنم.

«درباره الی» معجزه ای در سینمای ایران و شاهکاری در سینمای جهان به حساب می آید. بسیار احتمال می دهم چند دهه که بگذرد در بررسی تاریخ سینمای ایران، آن را به دو قسمت قبل و بعد از «درباره الی» تقسیم خواهند کرد. اگر این فیلم در ایران به اکران عمومی در آید و کمی هم خوب بفروشد- چیزی که احتمال اش هم کم نیست- می توان انتظار داشت موجی نو در سینمای ایران به راه خواهد افتاد، شبیه اتفاقی که بعد از «طعم گیلاس» کیارستمی خودش را در آثار جعفر پناهی، پرویز شهبازی و تا حدی بهمن قبادی نشان داد و از آن به عنوان سینمای جشنواره ای یاد می شود. سینمای اصغر فرهادی ولی، حالا که به اوج پختگی اش رسیده و امضای مشخصی هم پیدا کرده، بر خلاف کیارستمی، ابدآ سینمای جشنواره ای محض نیست. این سینما علاوه بر احتمال زیاد موفقیت اش در جشنواره های بین المللی،  قدرت جذب گستره بسیار بزرگتری از تماشاچی های داخلی را نیز دارا است و به راحتی می تواند با مخاطب ایرانی در هر سطحی از سلیقه سینمایی ارتباط برقرار کند. این اتفاق کمی نیست، نمونه مشابهی هم در سینمای ایران ندارد. سینمایی که قصه می گوید ولی مستند هم هست. هنر هم هست. 

«درباره الی» یک اثر اوریجینال است که اگر چه از جایی کپی نشده و کلیت اش منحصر به فرد است، ولی تعلیقی هیچکاکی، کلوزآپ هایی برگمانی، قصه گویی ای تروفویی، میزانسنی شبیه سینمای آنتونیونی، فیلم برداری ای داردنی، و سادگی و باور پذیری ای شبیه سینمای کیارستمی در آن موج می زند، به همه این ها باید اضافه کرد تلخی و انسان محوری ای شبیه سینمای کیشلوفسکی را. 

اصغر فرهادی را هم حالا باید جدی گرفت و از این که یک ایرانی «درباره الی» را خلق کرده است بسیار بسیار خوشحال بود.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :سینما