٨٨٣

بعد از خواندن مطلبی که سیاوش در وبلاگ اش نوشته، من هم این کامنت را این جا می نویسم:

در مورد این موضوع برای من شخصآ جنبه هایی که گفتی اهمیت زیادی ندارد. حالا خود شیفتگی هست که باشد، چه اهمیتی دارد! یا مثلآ تنوع طلبی است؟ خوب هست دیگر، به کسی چه ربطی دارد! غریزه بودن یا نبودن اش هم چیز زیادی در مورد هزینه/ فایده هایش نمی گوید. با احترام به سیاوش عزیز، این دلایل که گفتی فقط فلسفه بافی است، اگر چه در مورد نتیجه کلام با تو موافق ام.

من هم با بچه دار شدن مخالف م، صرفآ چون به شکل واضحی نمی ارزد: حتی اگر مرا جاودانه هم کند، هزینه های مرتبط به آن آن قدر زیاد هست که از خیر چنین به اصطلاح جاودانگی دست و پا شکسته ای بگذرم. تازه من فکر می کنم هنوز امید هست که بتوان به شکل ارزان تر و با دوام تری- حداقل اندکی- جاودانه شد.

من بچه دار شدن را نمی پسندم چون (فعلآ) در من حس عامی بودن و لمپن بودن ایجاد می کند، چون همه آدم های توسعه نیافته و بی سوادِ دور و بر من به تعداد زیادی بچه تولید کرده اند. به این دلیل خیلی ساده که هر چه جوامع توسعه یافته تر شده، زن و مرد ها بچه کمتری تولید کرده اند.

تصمیم به تولید بچه، اگر اجرایی شود، برگشت ناپذیر است و این هم از مهم ترین علت های من برای مخالفت با آن است.

بچه که تولید شود رابطه من و پارتنر ام هم وسیله ای می شود برای به مقصد رساندن آن. برای من، خود این رابطه هنوز آن قدر ارزش دارد که دنبال درپوشی برای فراموشی مشکلات اش نباشم. تازه اگر هم به بن بست برسد، مگر دیوانه ام از چاله خودم را به چاه اندازم؟ خوب، عاقل باشم از چاله در می آیم، یا حداقل تلاش می کنم در آیم. می دانی، احتمالآ آدم های زیادی بچه تولید می کنند چون زناشویی شان به روزمرگی دچار شده است. به جایِ پرداختن به موضوع روزمرگی، چیزی را وسط آورده اند که واقعیت را فراموش کنند. من ترجیح می دهم به این حماقت تن ندهم و شرافت مندانه با خود موضوع روزمرگی روبرو شوم.

من خودم را دوست دارم و برای آن چه از آن لذت می برم اهمیت زیادی قائل هستم. منطق حکم می کند چیزی وسط نیاورم که پیش بینی ام این است که نه فقط از آن لذت نخواهم برد، که مرا از همین لذت هایی هم که دارم تا حد زیادی محروم خواهد کرد.

می گویند طبیعی این است که آدم بچه تولید کند. خوب هست که هست، به من چه که طبیعی چیست و غیر طبیعی کدام است. من طبیعی نیستم، به کسی چه ربطی دارد. موضوع زندگی خودم است.

منطق دیگر این است که اگر انسان ها یکدیگر را تولید نمی کردند، تا الان نسل انسان منقرض شده بود. اولآ منقرض هم شده بود فاجعه آن قدر ها که فکر می کنید عمیق نیست. از طرفی، دوستانی که نگران نسل انسان هستند خودشان زحمت اش را تقبل می کنند. من و امثال من هم آن ها را تشویق معنوی خواهیم کرد.

بچه دار شدن هم یکی از «حماقت های دسته جمعی» دنیای ماست. با احترام به همه دوستان که در این بازی شرکت کرده اند/ می کنند، می گویم: نه، ممنون. بنده (فعلآ) انصراف خود را از حضور در این صحنه اعلام می دارم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :تحلیل