٨۶۴

هنوز گرگ و میش نشده، بیدار شدم. کم کم، آبیِ روز هم اضافه می شود به زردیِ لامپ های تنگستن، و صدایِ ممتد و سکوت هایِ ثانیه ایِ آب میوه گیریِ رویِ اپنِ آشپزخانه، که همه رویِ هم نوید یک سرخوشیِ بی مانند می دهند از این که آرام آرام کسی بر می خیزد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :هی