۶۹۸

به بریانی اصفهان ایمان دارم، و چون تهران زندگی می کنم، دوری اش عذاب ام می دهد. یک پرس بریانی اصفهان که با حجب و حیایی شهرستانی در نان زرد سنگک تازه ای خود را پوشانده، فقط کافی ست با ریحان تازه و دوغ چرب محلی آرایش شده باشد تا حاضر شوم تا سقف ۳۰۰۰ تومان هم خرجش کنم، فقط به شرط این که اجازه ام دهد سنگک اش را کنار زنم، گوشتش را عریان کنم، و لقمه لقمه از آن خورم، سیر گردم، و چرت بعد از ظهر خویش را آغاز نمایم.
برای خوردن بریانی اصفهان، من «بریانی هشت بهشت» را توصیه میکنم، در ابتدای چهارباغ پایین، میدان انقلاب، نبش مادی نیاصرم. از بریانی های سنتی و شدیدآ بی ادعای اصفهان است. فضایش بسیار آلوده و پرچرب است، جای نشستن وسیعی ندارد، و فقط اجازه داری بنشینی، و غذایت را که خوردی، به سرعت محل را ترک نمایی. دستمال کاغذی هایش شبیه روزنامه های بریده شده است. لیوان های روی هر میز، فلزی و جای انگشت و لب مشتریان قبلی بر روی آن ها کمی آزار دهنده ست. رییس «بریانی هشت بهشت»، آشپز، و صندوقدار آن همه یک نفر هستند. قیافه او به دلیل اضافه وزن و فقدان موی سر همیشه در خاطر خواهد ماند، به ویژه آن که همان طور که غذا میپزد و روغن ِ گوشتِ در حال ِ سرخ شدن اش را به در و دیوار و لباس مشتریان می پاشد، سفارش میگیرد. بریان را در نان سنگک سرو می کند. بسیار لذیذ است. 
معروف ترین بریانی اصفهان، ولی، آنچه در بالا آمد نیست. اگر به مکان نسبتآ با کلاس تری فکر میکنید، که بسیار هم معروف شده باشد، «بریانی اعظم» (خیابان مسجد سید، تقریبآ روبروی خیابان طیب) انتخاب بهتری ست. البته من «بریانی اعظم» را به دلایلی که موضوع این بحث نیست، دوست ندارم.
«بریانی بیشه» در بوستان سعدی- تقریبآ روبروی صدا و سیمای رژیم- هم این روزها انتخاب آدم های بسیاری شده ست.
پی نوشت: به جان عزیزان تان قسم: بریانی، مرغ بریان نیست. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :خوردنی و آشامیدنی