۷۰

اینکه آدم بتونه آخر هفته به جای اینکه بره شهرستان بره ایتالیا؛ یا اینکه برای رفتن به سینما فرهنگ به جای اینکه توی صف اتوبوس باایسته سوار زانتیا بشه؛ یا به جای اینکه تن ماهی رو با تخم مرغ هم بزنه نهار رو با مدیر عامل ایران خودرو تو هتل استقلال صرف کنه؛ یا اینکه به جای گل کوچک تو کوچه پشتی بتونه آخر هفته ها بره گلف بازی کنه؛ و صبح ها به جای زهر مار کردن یک لیوان چایی و تماشای «صبح به خیر ایران» امکان این رو داشته باشه که یک صبحانه انگلیسی رو در تخت خواب موقعی که داره سمفونی ۹ رو گوش میده میل کنه؛ یا به جای اینکه پیژامه مامان دوز با شورت گل گلی پاچه بلند بپوشه بتونه رب دوشامبر ابریشمی تنش کنه؛ یا هزار تا چیز این شکلی دیگه؛ اینها هیچ کدومش بد نیست. اینکه من زورم نمیرسه این امکانات رو داشته باشم هیچ ربطی به بد بودن اینها نداره.

از قدیم گفتن: «گربه دستش به گوشت نمیرسه ...»

 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :تحلیل و تگ های این مطلب :ریز نوشته