۶۵۸

صبح ها ۶ از خواب بیدار شدن و جیش کردن و  و دوش گرفتن و صبحانه همراه با چای کیسه ای خوردن و از خونه بیرون آمدن و حدود ۲ ساعت در ترافیک معطل شدن و سر کار رسیدن و انگشت زدن و ظرف غذا رو یخچال گذاشتن و  پشت میز نشستن و ترجمه کردن و وبسایت و ای میل های کاری و تلفن های مدیر عامل و مطالعه کاتولوگ های شرکت و  و یاد گیری نرم افزار و نوشتن متن انگلیسی و ناهار و اینترنت و کارهای شخصی و وبلاگ و اخبار روز و کارهای محوله و پر کردن فرم گزارش روزانه و جمع کردن وسایل و انگشت فرو کردن به دستگاه حضور و غیاب و در آوردن ماشین از پارکینگ و بازگشت عصرگاهی به خانه و کمی استراحت و دوباره خروج از خانه و باز یک جای دیگه برای کار و این بار دریافت خبر ترکیده شدن بمب و آدم ها در عراق و انتخابات پاکستان و خروج و ورود اسلحه به دست ها از/ به افغانستان و سخنان حداد عادل و نسخه جدید احمدی نژاد و چاوز و بوش و سارکوزی برای انسان و اظهار نظرهای جدید البرادعی و سانسور اخبار و ترجمه خبر به انگلیسی  و کوتاه کردن خبر از ۵۰۰ واژه به ۹۰ واژه و کماکان دریافت اعتراض سردبیر و تغییر مجدد خبر و تهیه زیرنویس و کمی تماشای عکس های  فرانس پرس از اجساد سوخته و لباس های مد روز و آدم مهم های کره زمین در ۲۰۰۸ و ... . برگشتن به خونه و شاید شام و ساعت ۱۲ خوابیدن و صبح ها ۶ از خواب بیدار شدن و ... 

در مقایسه با:

صبح ها در ساعات متنوعی از روز و گاهی بعد از روز، بسته به اینکه شب قبلش چه ساعتی خوابیده باشم، بیدار شدن و آرام زیر کتری رو روشن کردن و جیش کردن و چای دارجلینگ دم کردن و صبحانه نخوردن و پای اینترنت نشستن و یاهو مسنجر باز کردن و وبلاگ و اخبار ورزشی خواندن و در IMDB چرخیدن و انتخاب و تماشای فیلم از آرشیو و نقد فیلم روی اینترنت خوندن و بسیاری از روزها بی حوصله بودن و هیچ کاری نکردن و بعضی روزها دوباره خوابیدن و گاهی عکس تماشا کردن و اگر حوصلش باشه  کسی هم باشه چت کردن و روزهایی که باید درس بدم مطالعه و طرح درس برای کلاس بعد از ظهر درست کردن و نوار زبان گوش دادن و در صورت احساس نیاز ناهار خوردن و باز چای خوردن و با مریم در دانشگاه تلفنی صحبت کردن و اگر به ساعت ترافیک نخورم دنبال مریم رفتن و خونه برگشتن و بی حوصله و دپرس بودن و در مورد بی پولی فکر کردن و در مورد انسان فکر کردن و اگر بعداز ظهرش بخوابم، خوابهای نوستالژیک از اصفهان و کودکی دیدن و دوش گرفتن و سر کلاس رفتن و در کلاس تلاش کردن و هم کلاسی ها رو دوست داشتن و شب به منزل برگشتن و به تدریس اون شب فکر کردن و فیلم دیدن و شب تا صبح یا شب تا نصف شب یا شب تا ساعاتی بعد از نصف شب روی اینترنت بیدار بودن و خواندن و چای خوردن و آرامش و خلوت داشتن و صبح ها در ساعات متنوعی از روز و گاهی بعد از روز، بسته به اینکه شب قبلش چه ساعتی خوابیده باشم، بیدار شدن و ... 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :شخصی