۵۷۹

برای به وجود آمدن هر شکلی از موفقیت یا شکست یکسری عوامل، سیستماتیک، پیش بینی شده، و مرتبط با موضوع ست. در کنار آنها عوامل تاثیر گذاری ست که احتمالآ به طور مستقیم به موضوع مربوط نیست؛ میزان و شکل تاثیر آنها پیش بینی نشده، و به شکلی کاملآ تصادفی میتوانند حضور داشته و یا حضور نداشته باشند. به نظرم در همه زمینه ها قدری از هر یک از این دو دسته عوامل به چشم میخورد. با این توضیح که میزان مشارکت هریک از متغیرهای دسته اول (فاکتورهای سیستماتیک) و متغیرهای دسته دوم (فاکتورهای رندوم) در ایجاد یک حالت موفقیت، وابسته به موضوع آن موفقیت، میتواند بیشتر، کمتر، و یا حتی در حد صفر باشد. مثلآ برای کسب موفقیت در بازی «ورق» ، با این پیش فرض که تقلبی صورت نمیپذیرد، تاثیر عوامل غیر سیستماتیک از عوامل سیستماتیک به مراتب بیشتر است و کاملآ محتمل است کسی که یک دست بازی را از حریف خود برده در دست بازی بعد با همان حریف، بدون اینکه اتفاق خاصی افتاده باشد، شکست بخورد. توضیح چنین شکستی فاقد قدرت پیش بینی برای بازی بعدی بین همان دو حریف است. همه کارشناسان کره زمین هم دور هم جمع شوند قادر نخواهند بود مشاوره لازم برای کسب پیروزی در بازی های آتی را در اختیار بازیکنان بازی «ورق» قرار دهند.  شاید به همین دلیل است که چیزی از جنس «مسابقات قهرمانی ورق بازی جهان» هرگز برگزار نمیشود. در آنسو، شطرنج را میتوان مثال زد. عواملی که به پیروزی و یا شکست بازیگر شطرنج می انجامند کاملآ سیستماتیک و پایدار هستند. به راحتی میتوان پیش بینی کرد که یک مسابقه شطرنج اگر هزار بار هم تکرار شود نتیجه اش تغییر نخواهد کرد. در حالت بینابینی نیز فوتبال را میتوان برشمرد که نتیجه آن از هر دو دسته متغیرهای سیستماتیک و غیر سیستماتیک به شکلی نسبتآ برابر تاثیر میپذیرد. نتیجه یک مسابقه فوتبال، اگر بازی تکرار شود، ممکن است تغییر کند؛ هرچند قبل از بازی هم به شکلی مبهم (و نه به مبهمی بازی «ورق») میتوان نتیجه آن را پیش بینی کرد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ آبان ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :تحلیل