۵۶۳

یکی از چیزهایی که این روزها زندگی بیرون از خانه رو دشوار کرده، حالا چه در محل های کار و چه در پرسه های داخل کوچه و خیابان، بی ادب و گستاخ تر شدن اکثر آدم های شهره. نمیدونم این احساس از درون من سرچشمه میگیره یا اینکه متاثر از یک واقعیت بیرونیه، در هر صورت برداشت من اینه که معمول مردم کشوری که آنجا زندگی میکنم، حداقل در پایتخت، غیر قابل اعتماد، بی ادب، کم هوش، و توسعه نیافته تر از آن چیزی هستن که امکان لذت بردن از ارتباطات روزانه باهاشون برای من وجود داشته باشه. گاهی فکر میکنم بهتر اینه که در ایران، هرکسی که چنین رنج مشترکی داره روابط اش رو تا حد ممکن به یک ریز جامعه که آدم های داخل ش رو خودش آگاهانه انتخاب کرده محدود کنه. ریز جامعه ای که از اعضای خانواده و دوستان بسیار خاص فراتر نمیره.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٦
تگ های این مطلب :تحلیل