۳۸۷

این روزها دنبال کردن مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران به یکی از سرگرمی هام تبدیل شده. یادمه دوران راهنمایی و اوایل دبیرستان یک چنین علاقه ای به بازیهای لیگ آزادگان داشتم. اوون وقتها من و داداشم میرفتیم ورزشگاه تختی و بازیهای ذوب آهن رو از نزدیک تماشا میکردیم. یادمه تیمهای استقلال و بعدش هم ذوب آهن بیشترین چیزهایی بود که در زندگی دوست داشتم. دبیرستان که گذشت علاقه من به فوتبال کم و کمتر میشد و دانشگاه که رفتم آدمهایی که به دنبال کردن مسابقات فوتبال مشغولیت داشتند رو در ذهنم تحقیر میکردم که چقدر انسانهای سطحی ای هستند. دوران دانشگاه فکر میکردم آدمها باید فلسفه و سیاست رو دنبال کنند و به جای تشویق ذوب آهن، از ارزشهای بشری دفاع کنند. برام جالبه که این روزها باز به علایق دوران کودکی برگشم و باز برام جالبتره که تفاوتی بین کسی که فوتبال دوست داره و کسی که عاشق چیزهای دیگر هست نمیبینم. به نظرم فوتبال همون قدر میتونه جدی باشه که برای یک کمونیست اندیشه های چپی ارزش داره. و باز کسی که عاشق هنر یا علم هست هم در جایگاه بالاتری نیست نسبت به اوون کسی که لیگ آزادگان رو بیشتر از دانشکده فنی دانشگاه تهران دوست داره.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :شخصی