۲۰۰

پاسخ من به امیر :

بین دانستن و عمل کردن یک همبستگی مثبت کامل وجود نداره؛ دانستن «درست» (با این پیش فرض که «درستی» وجود داره) الزامآ با به فعلیت در آمدن رفتار درست همراه نیست؛ از طرفی رفتار درست الزامآ معلول دانش و تحلیل داده ها ی موجود نیست. روشنفکر؛ دانشجو؛ کتاب خون؛ استاد؛ آخوند؛ کافی شاپ نشین؛ تئاتر و سینما خور؛ سارتر خون؛ بحث روشنفکری گردون و کلآ هر کوفت و زهرماره دیگه ای که به نوعی حس میکنه میفهمه و تعهد داره که یاد بده در خوشبینانه ترین حالت «دانش» رو داره؛ این اصلآ به این معنی نیست که اوون آدم رفتارش و زندگیش چیزی رو جایی درست کنه؛ اتفاقآ من فکر میکنم جامعه ما برای مدرن شدن بیشتر به مهندس و برج ساز و بازاری و آدمهای پراگماتیک و منفعت طلب نیاز داره تا روشنفکر های پر ادعا؛ چرک گرفته و بی عملی که در بهترین حالت ممکن همه تاریخ فلسفه رو مو به مو حفظن و همه سیگارهای عالم رو امتحان کردن و همه سایز زنی رو کردن؛ و تو همه کافی شاپهای شهر اگزیستانسیالیسم و  مارکسیسم و نهیلیسم و  فمینسم و... بحث کردن و با انواع مدل مو و انواع مزه کاندوم شهوتشون رو پوشش فلسفی دادن و فکر کردن واقعآ کسی هستن. فلسفه زندگی نیست؛ درباره زندگیست. جامعه ما به خود زندگی نیاز داره.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :تحلیل