۱۷۲

کنار ریل سمت چپ بزرگراه همت نزدیک خط سبقت روی تکه ای مقوا مردی تکیده که چهره اش چون قیر سیاه شده بود نشسته بود و گدایی میکرد...

آن طرف تر در چند ده متری او؛ لاشه گربه ای زیر چرخ و لاستیک خودروها له تر میشد.

سمت راست بزرگراه ؛ولی؛ افسری ایستاده بود و برای آنان که کمربندها را نبسته بودند قبض جریمه صادر میکرد...

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :هی