۱۳۲

درختش سالها بود که خشک شده بود و اوون هنوز شبها کنار اوون درخت میخوابید و تمام روزهاش رو صرف آبیاری و نگهداری از اوون شاخه های خشکیده میکرد. آدمها از کنارش رد میشدن؛ بعضی ها غمگین میشدن؛ بعضی ها هم پوز خندی حواله میکردن اما هیچ کس ازش نمیپرسید که دلیل این کارش چیه. اگر هم میپرسیدن اوون جوابی نداشت که بده. آخه کارش دلیل نداشت و به همین دلیل بود که سالها بود از اوون درخت خشکیده مراقبت میکرد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :هی