۱۱۶۷

پایان یک رابطه همیشه پایان یک اسطوره نیست

یکی از دوستان من از پسری می‌گه که علیرغم این که مدت بسیار زیادی ست که داره بهش نخ می‌ده ولی هیچ اقدام عملی برای نزدیک‌تر شدن و شروع رابطه باهاش انجام نمی‌ده. این دوستِ من هم از این پسر خوشش می‌آد و متعجبه که چرا طرف جلو نمی‌آد. اگر پسر از دختر قصه ما خوشش نمی‌آد پس این علامت دادن هاش نشونه چیه و اگه خوشش می‌آد چرا کاری نمی‌کنه؟ ما می‌دونیم پسر قبلن تو یک رابطه دیگه بوده که چند ماهی می‌شه تمام شده.
 
تا اینجای قصه رو ما می‌دونیم، ولی بقیه قطعات پازل رو من خودم می‌خوام بسازم. من فرض می‌کنم اون پسر هنوز از رابطه قبلی ش کنده نشده، با این که با رابطه قبلی ش خداحافظی کرده. می‌خوام بگم خداحافظی نقطه پایان یک رابطه نیست. بلکه نهایتن می‌تونه شروع پایان یک رابطه باشه. و البته می‌تونه شروع پایان یک رابطه هم نباشه. آدم‌ها وقتی از هم خداحافظی می‌کنن باید یک سری مراحل مشخص رو سپری کنن تا به نقطه پایان برسن. یکی از این‌ها مرحله دعوا کردنه. رابطه‌ها نوعی وابستگی هستن؛ وقتی منبع این وابستگی قطع می‌شه، مقاومت در برابر شرایطِ بدونِ عامل وابستگی شروع می‌شه. این مقاومت خودش رو در قالب خشم نشون می‌ده و این خشم تلنگری می‌شه برای شروع مرحله دعوا کردن. دعوا کردن کمک می‌کنه بت ی که در طول دوره وابستگی از اون آدم ساختیم آروم آروم ترک بخوره و اون آدم تقدس ش رو از دست بده. ما به طور ناخودآگاه تبدیل می‌شیم به کسی که با تبر افتاده به جون چیزی که نبودش ما رو اذیت می‌کنه. با شکستن این بت و اسطوره زدایی از آدمی که در مرحله عشق از انسان فرا‌تر فرض شده ما با دادن تعریفی زمینی‌تر از اون آدم، از عامل اعتیاد زا خودمون رو‌‌‌ رها می‌کنیم. نمی‌شه با کسی که هنوز بت فرض شده وداع کرد، حتی اگر از اون آدم خداحافظی کرده باشیم. پس اول بت رو می‌شکنیم، و بعد وداع تسهیل می‌شه. خداحافظی به تنهایی چیزی رو نشون ما نمی‌ده. مراحل بعدی- از جمله مرحله دعوا- تا طی نشه وابستگی و حس‌های ما تغییر نمی‌کنه.
 
آیا می‌شه خداحافظی کرد ولی دعوا نکرد؟ جواب من مثبته، با این توضیح که در چنین حالتی نباید انتظار پایان داشت. اسطوره‌ها اگر شکسته نشن، غیاب شون نه فقط به رفع وابستگی ما از اون‌ها منجر نمی‌شه، که برعکس با گذر زمان ذهن ما اون‌ها رو صیقل بیشتری می‌ده، صرفن بهترین قسمت‌ها و اجزای اون‌ها رو به یاد می‌آره، و هر کاستی در مورد اون‌ها رو فراموش می‌کنه. انسان قدرت و تمایل به فراموش کردن داره. این تمایل منافع اسطوره‌ها رو برای اسطوره ماندن تامین می‌کنه. این شاید همون چیزی ست که اسم ش رو می‌ذارن نوستالژیا.
 
کسی که با یک عشق خداحافظی می‌کنه فقط در صورتی می‌تونه رابطه سالم جدیدی رو شروع کنه که با عشق قبلی حتمن به اندازه کافی دعوا کرده باشه، و بعد از مرحله دعوا به سوگواری و نهایتن عبور رسیده باشه.
 
از طرفی اگر کسی تمایل داشته باشه بعد از خداحافظی از عشق ش، در آینده از رابطه‌های واقعی کناره گیری کنه، توصیه‌ای که بهش می‌کنم اینه که خیلی مدرن و بی‌تنش خداحافظی کنه. این طوری یک رابطه یِ در دنیایِ واقعی تمام شده در دنیایِ ذهنی تا ابد باقی و پایدار خواهد ماند. آدم قدرت این رو داره که تا ابد فقط به یک نفر وفادار بمونه؛ شرط ش اینه که دنیای خودش رو ذهنی کنه و بی‌خیال آغوش واقعی، و هم کلام فیزیکی بشه. اسطوره‌ها مومیایی که بشن ناشکستنی خواهند شد.
 
من نمی‌دونم در دنیای اون پسر واقعن چی می‌گذره، ولی اون پسر تا با عشق قدیمی ش به اندازه کافی متوحشانه برخورد نکنه، این دختر قصه ی ما شانسی برای به دست آوردن دل او نخواهد داشت، گیرم که با پسر وارد رابطه هم بشه.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تحلیل