۱۱۶۲

به مادرم دروغ می گویم که تو را داشته باشم

مگر در موارد بسیار نادر و غیر معمول، در تمام دوستی‌های دختر و پسر که در ایران مشاهده یا شخصن تجربه کرده‌ام، طرف مونث، کلیت رابطه یا حد آن را از خانواده خودش پنهان نگاه می‌دارد، و چون در یک بازه زمانی بلند مدت پنهان نگاه داشتن چنین موضوعی از آدم‌هایی که با آن‌ها هم خانه است عملن غیر ممکن می‌شود، به ناچار به دروغ متوسل می‌شود.

توجیه چنین دروغی هم غالبن این است که زندگی شخصی من به مادر و پدر و مثلن برادرم مربوط نیست، و چون آن‌ها ظرفیت پذیرش سبک زندگی من را ندارند من به ناچار برای حفظ رابطه‌ام با کسی که دوست ش دارم به آن‌ها دروغ می‌گویم، توضیحی که به هر حال می‌تواند قانع کننده باشد و یا دست کم در ابتدای امر برای طرف مذکر رابطه موضوعیت ندارد.

با فرض اینکه شما طرف مذکر چنین رابطه‌ای هستید، آنچه پرسش می‌شود این است که تاثیر دروغی که دوست دختر شما به مادرش می‌گوید برای این که بتواند دقایقی را با شما بگذراند، بر روی رابطه شما با او چیست؟ چه تضمینی هست که کسی که به بزرگ‌ترین رابطه زندگی ش- رابطه مادر و فرزند- خیانت می‌کند با یک رابطه جنسیت محور که بر اصل لذت بنا شده روراست و شفاف باشد؟ وقتی استفاده از دروغ در شرایطی خاص مجاز شمره شود، می‌توان حدس زد برای رابطه دو نفره‌ای که به هر حال فراز و نشیب ش کم نیست و 'شرایط خاص' در آن هم به یقین اتفاق می‌افتد، ابزار دروغ این بار علیه شما و نه به نفع لذت هاتان- که برای نابود کردن تان- استفاده خواهد شد.

احتمالن فشارجامعه سنتی بر روی دختران و همسرانی که حالا کمتر سنتی هستند آن‌ها را دروغ گو‌تر کرده است، با این حال جای تردید بسیار است که این سبک زندگی جدید را بتوان نوعی عبور از زندان سنت به سمت چیزی بهتر دانست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تحلیل