۱۱۵۵

«بله، این طور به قضیه نگاه می‌کردم، این طور تصورش می‌کردم و با گذشت سالیان، تقریبآ از دوباره دیدن او واهمه پیدا کردم: می‌دانستم که همدیگر را در جایی ملاقات خواهیم کرد که لوسی دیگر‌‌ همان لوسی نخواهد بود و من قادر به گره زدن دوباره این رشته نخواهم بود. این البته بدان معنا نبود که دیگر دوستش نداشتم و او را فراموش کرده بودم، یا اینکه مثلآ خیال او رنگ باخته بود؛ به عکس، یاد او به شکل دلتنگی خاموشی، همواره در وجودم باقی ماند؛ طوری در آرزویش بودم که انگار چیزی است که برای همیشه از دست رفته است.»

شوخی/ میلان کوندرا/ فروغ پوریاوری/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :داخل گیومه