۱۱۴۴

نباید دروغ گفت: لطفن الاغ باشید

در این نوشته کوتاه تلاش خواهم کرد نشان دهم ترویج این ایده که 'نباید دروغ گفت' در عمل به نفع دروغ گو‌ها تمام خواهد شد.
خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید انسانِ متعارف وقتی شرایط ش ایجاب کند دروغ خواهد گفت. درست که شرایط لازم برای دروغ گویی در افراد مختلف یکسان نیست، ولی به هر حال چیزی که میان جمعیت نرمال انسان‌ها یکسان است نفس دروغ گویی است. ترویج ایده راست گویی تلاش برای پی ریزی قراردادی تلویحی ست که به هر حال از پیش می‌دانیم انسان به خاطر طبیعتی که دارد از پای بند ماندن به آن ناتوان است. بیان چنین قراردادی از این رو عملی ریاکارانه محسوب می‌شود که آگاهی افراد ساده لوح از آپشن ی که دارند را کاهش داده و استفاده از ابزار دروغ را بیشتر به موقعیت‌های ناخودآگاه و متزلزل آن‌ها محدود می‌کند؛ امری که به نوبه خود افرادی که به اندازه کافی آگاهی دارند را در آغاز بازی با افراد ساده‌تر، در موقعیت بر‌تر قرار خواهد داد.
راست گویی بشر رویایی دست نیافتنی ست و به انسان نگاهی اسطوره‌ای، ایدئولوژیک، و غیر واقعی دارد. این که افرادی خود را به اجرای راست گویی ملزم بدانند صرفن بازی را برای دروغ گو‌ها راحت‌تر می‌کند. همین خود نمی‌تواند توضیح این باشد که چطور در دوره‌ای که علم دانه دانه نقاب از چهره اسطوره‌ها برداشته، هنوز به موضوع راست گویی و دروغ گویی به شکلی واقع گرایانه در خود آگاه جمعی آدمیان پرداخته نمی‌شود؟ برنده‌های دروغ گو بیش از همه تمایل خواهند داشت که دروغ را امری زشت و نکوهیده جلوه دهند و از این طریق در مقابله با رقبای خود ابتکار عمل را در دست گیرند. بازنده ها- هنوز معذب در استفاده از ابزار بسیار قدرتمندی که رقیب شان به دست گرفته- با دادن امتیاز اخلاقیِ مثبت به خودشان سرخوردگی ناشی از امتیاز واقعی مثبت رقیب شان را تحمل پذیر‌تر می‌کنند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ های این مطلب :تحلیل