۱۱۱۰

در یکی از شعبه‌های استارباکس در سنگاپور نشسته‌ام. روبرویم دقیقن تصویر این زیر پیداست و دور تا دورم پر از آسمان خراش‌هایی ست که شبیه ش را فقط در عکس‌ها و فیلم‌ها دیده بودم.

مناطق مرکزی و تجاری سنگاپور به شدت مدرنه. زندگی در سنگاپور بیش از حد گرونه و اجاره ارزان‌ترین آپارتمان در بد‌ترین جای این شهر از ۲ میلیون تومن هم فرا‌تر می‌ره. در سنگاپور یک آب معدنی کوچک بین ۱۲۰۰ تا ۴۰۰۰ تومان قیمت داره و قیمت ارزان‌ترین آب جو در ارزان‌ترین پیاله فروشی به حدود ۱۰ هزار تومن می‌رسه. احتمالن اینجا نمی‌شه مثل ایران از طریق گذاشتن پول توی بانک، با سود ماهیانه اون پول زندگی کرد. اینجا باید بسیار بسیار سخت کار کرد تا بشه زنده موند. برای قدم زدن در خیابان‌های بی‌‌‌نهایت تمیز متروی این آمریکای کوچک در جنوب شرقی آسیا، و برای تماشا کردن و شاید گاهی خرید کردن از فروشگاه‌های مطرح‌ترین برندهای دنیا باید سبکی از زندگی را انتخاب کرد که در آن دقت، تخصص، وسواس شغلی، و پایداری حرفه‌ای از حداقل‌های لازمه. حدس می‌زنم تا حد زیادی آن چه در سنگاپور بیش از هرچیزی شاخص خوشحال بودن در زندگی است مقدار پول ی ست که فرد برای خرج کردن داره. همه این‌ها را که می‌بینم، و درباره‌اش می‌خوانم، به این گمان می‌رسم که من احتمالن ترجیح می‌دم در یک شهر توسعه نیافته مثل تهران زندگی کنم و خودم شهروند درجه یک و مرفه اون جا باشم، تا این که در یک شهر درجه یک مستقر باشم و شهروند حاشیه نشین اون جا. بودن در جایی مثل سنگاپور برای کسی که جیب هاش پرپول نیست حاشیه نشینی و درجه دوم بودن به همراه می‌آره و قدر قابل توجهی عذاب از مشاهده چیزهای خوشگلی که اون آدم اجازه نزدیک شدن به اون‌ها را نداره. درست مثل بچه ۲ ساله‌ای که تو یک مهمانی با شکوه که بزرگ تر‌ها برگزار کردن، حق دست زدن به چیزهایی که می‌بینه رو نداره. گمان می‌کنم بسیاری از ایرانی‌های مهاجر- به خصوص اون‌ها که صرفن با اولویت خروج از ایران، خاورمیانه رو ترک کردن- احتمال حاشیه نشین، ضعیف، و بیرون گذاشته شدن از جامعه مقصد شون زیاد باشه. لذت بردن از زندگی در شهرهای مدرن با اقتصاد سرمایه داری هم به پول خیلی زیاد نیاز داره- که اون هم حتمن شغل مناسب داشتن رو واجب می‌کنه- و هم درک و زبان مشترک با این جامعه مدرن رو لازم داره که ایجاد این زبان مشترک برای کسی که جامعه پذیری ش در یک کشور عقب افتاده و توسعه نیافته مثل ایران اتفاق افتاده و الان سن و سالی ازش گذشته بسیار بعید به نظر می‌رسه. موضوع مهاجرت غیر از کلیت خودش- که در شرایطی می‌تونه کاملن غیرمنطقی باشه- موضوع مهم انتخاب جا رو هم داره، و در این دومی، کلیشه ی رایج تلاش برای رفتن به توسعه یافته‌ترین کشور‌ها می‌تونه کمی تعدیل بشه؛ فرد مهاجر شاید بد نباشه قبل از انتخاب مقصد، معیاری مثل سبک زندگی خودش و شانس ش برای فرار از خطر گوشه نشین شدن در جایی که داره می‌ره رو هم لحاظ کنه. شاید این طور باشه که بقا و تکامل توسعه یافته‌ترین شهرهای دنیا آن‌ها را صرفن پذیرای توسعه یافته‌ترین انسان‌های کره زمین کرده. مهمان‌های ناخوانده سهم زیادی از ضیافت مصرف نخواهند داشت، اگرچه اصرارشان بر کوفتن شان بر در منزل میزبان به هر حال ممکن است در ‌‌نهایت به ورود بی‌دعوت شان به مهمانی آدم بزرگ‌ها منجر شود.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :عکس- سنگاپور و تگ های این مطلب :شخصی