۱۱۰۷

استانبول از کوالالامپور شهر نوستالژیک تری ه. درست که تا حد زیادی حجم نوستالژیای یک شهر رو تجربه‌های شخصی و رزومه ی زیسته ی آدمی می‌سازه که قراره درباره ی حجم نوستالژیای اون شهر قضاوت کنه، ولی از نقش معنی داره آب ی که از وسط بعضی از شهر‌ها می‌گذره در خیال‌پردازی آدم‌های اون شهر‌ها نمی‌شه راحت گذشت. تازه این غیر از همه عمر و کهنگی‌ای هست که پشتِ ساختمون‌ها یِ استانبول مرغ رو هم به قصه گویی وادار می‌کنه، چه برسه به انسان که قدرت به یاد آوردن، در خیابان قدم زدن، تماشا کردن، و رویا‌پردازی کردن ش احتمالن از مرغ خیلی بیشتره. 
از شعر و شاعری و نوستالژیا هم که بگذریم، زیباییِ پوششِ اوریجینال، ترک‌هایِ ساکنِ استانبول رو بار‌ها از ساکنینِ ملبس به لباس‌های بنجلِ کپی/پیستیِ چینی در خیابان‌های کوالالامپور خواستنی‌تر می‌کنه.
شباهت؟ یکی ش این که هر دو شهر مهم ترین شهرهای کشورهایی هستن که اکثریتِ انسان‌هایِ ساکن در او‌ن ها مسلمان هستن؛ و وجهِ مشترکِ جالب، احتمالن تولرانسِ فوق العاده ی این اکثریتِ مسلمان در برابر شادنوشی و عریانیِ هم وطنان شون ه. این اکثریتِ مسلمان- هم چنین- با حضور متنوعِ بلوندهای غربیِ 'بی‌بند و بار و از خدا بی‌خبر' در خیابان‌های شهرشون مشکلی ندارن و از این که یک غریبه از فضای عمومی عکاسی کنه دچار بی‌خوابیِ ناشی از اضطرابِ احتمالِ 'درز اطلاعات محرمانه' نمی‌شن. خلاصه این که در هر دوی این شهر‌ها اکثریتِ مسلمان کاری به کار نامسلمانیِ خیابانیِ مسلمانان و نامسلمانان- که از قضا در همه ۲۴ ساعتِ شبانه روز و ۷ روز هفته هم در جریانه- ندارن.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :شخصی