۱۰۹۳

بامداد ندمیده بود که خواب دیدم که خواب نیست.
چشمان م خیس، بامداد که می‌دمید، تازه بیدار می‌شدم بر هولناکیِ خوابی که ندیده بودم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی