۱۰۳۰

آن چه اغلب هست، خبر نیست

جریان معمولِ زندگی آدم‌ها ارزش خبری ندارد، و چون ارزش خبری ندارد در اخبار شنیده و دیده نمی‌شود. از طرفی آن چه ارزش خبری دارد معمول نیست، بل که حادثه و یا نوعی تغییر است. افرادی که از بستر اخبار بیرون ایستاده اند- بسته به میزانی که بیرون ایستاده اند- دریافت شان از زندگی معمول آدم‌ها به اخبار وابسته می‌شود تا به تماشای جریان معمول زندگی آن‌ها آن گونه که اغلب هست. این باعث می‌شود بیرونی‌ها درک شان از زندگی دیگران دراماتیزه و تا حدی غیر واقعی شود.
دو مثال می‌زنم:
آن‌ها که از ایران بیرون ایستاده‌اند نسبت به آن چه در ایران جریان دارد درک ی سیاسی، اغراق شده، و پر حادثه دارند، چون آن چه در اخبار می‌آید ناگزیر به سیاست و حادثه‌ها مربوط است. در حالی که در داخل ایران، زندگی- به طور عمومی- به شکل وحشتناکی روزمره است و در مجموع رنگ و بوی سیاسی ندارد.
مثال دیگر قصه ی دوستان ماست بر روی فیس بوک وقتی عکس‌های یک سفر، یک عشق جدید، یا دل نوشته‌هایی از یک تجربه ناگوار را به اشتراک می‌گذارند و ما درک مان این می‌شود که آن دوستان چه زیاد در سفرند، یا چقدر عاشق ند، یا چه زیاد آدم‌های افسرده‌ای هستند. فیس بوک هم اخبار است، و به اقتضای آن، آن چه معمولن هست فاقد ارزش به اشتراک گذاشته شدن خواهد بود. آن چه هم به اشتراک گذاشته می‌شود احتمالن از جنس آن چه اغلب هست نیست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :تحلیل