۱۰۱۵

«مگر وحشتناک نبود که بعد از این همه این در و آن در زدن برای پیدا کردنِ کسی که آدم می‌خواهد عمرش را با او سپری کند، بعد از تشکیل خانواده با او، حتی علی رغم دلتنگی‌اش برای او-‌‌ همان طور که آمیت هم شب به شب دلتنگ مگان می‌شد- این تنهایی نبود که بیش تر از هر چیز برایش جاذبه و لذت داشت، تنها چیزی که هر قدر گذرا و کم مایه، آدم را متعادل و معقول نگه می‌داشت؟»

خاک غریب/ جومپا لاهیری/ امیر مهدی حقیقت/ نشر ماهی

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :داخل گیومه