١٠٠١

حالا اگر شجره نامه را بی خیال شویم، آدم های مهم زندگی من هرگز موجودات متعارف و اتو کشیده ای نبوده اند. چه در کودکی و آدم های مدرسه، و چه بعدن در دانشگاه یا محیط های کار و جاهای دیگر. همیشه با کسانی احساس راحتی کرده ام، و اگر پیش آمده به آن ها نزدیک تر شده ام، که آدم های متفاوت محیط شان بوده اند.

جدید ترین این موجودات براد است. او اهل آفریقای جنوبی است. هم سن و سال من است. براد با من هم خانه است. گاهی انگلیسی درس می دهد ولی البته معمولن بی کار است. جایی نمی رود. براد تقریبن همیشه داخل خانه است. اوضاع مالی خرابی دارد. دوست دختر ندارد. همسر ندارد. دوست پسر ندارد. ماده ای مصرف نمی کند. گیاه خوار است. الکل نمی نوشد. سیگار نمی کشد. پیرو یکی از فرقه های هندوییسم به نام هری کریشنا است. زیاد عبادت می کند. از اتاق ش تقریبن در همه ساعات روز صدای موسیقی مربوط به آیین اش پخش می شود. صبح ها هم که بیدار می شود یک لیوان از ادرار خودش را می نوشد. معتقد است که نوشیدن ادرار صبح گاهی فایده های زیادی دارد. برای آرامش ما البته، لیوانی که در آن ادرار می کند را داخل توالت گذاشته که همان جا ترتیب اش را بدهد، و آن لیوان با بقیه لیوان های آشپزخانه اشتباه نشود.

براد تا الان بارها سوژه عکس ها، و ساعت ها طرف گفتگوهای بسیار شخصی ام بوده است.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :شخصی