۱۰۵۹

خواب دیدم خانه آمده بودم
از نمی‌دانم کجا.
'چای' بالای سماورهای زغالی به دیوار آویزان بود.
و تو هرگز نبودی
نه حتی در خاطرم.

تیر ۹۰

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی


۱۰۵۸

ترمینال‌ها
فرودگاه‌ها
ایستگاه‌های قطار
اندوه مشابه یک پشت سر گذاشتن
شوقی مشترک منتظر در مقصد

رفتن‌ها
رفتن‌ها

تا آن رفتن با آرامش مطلق یک سکون بی‌پایان کِی مقصدمان شود
از ایستگاه رنج بودن

خرداد ۹۰

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی