۱۰۴۰

بوی سیگار می‌آید.
و بوی سیگار با خودش قصه‌ای دارد.
بوی سیگار به عقب می‌راندش، به گذشته می‌بردش، آزارش می‌دهد.
بوی سیگار می‌آید.
قصه‌ای را زندگی کرده است،
در آن قصه آدمی عاشق آدمی بوده است،
در جایی که بوی سیگار می‌آمد.

استانبول، مهر ۱۳۸۹

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی


۱۰۳۹

(در کلاس زبان-١٠۴)

یک معلم زبان بیشتر از یک کارمند صداوسیما در معرض افسردگی ست. یک کارمند صداوسیما بیشتر از یک معلم زبان در معرض چاقی ست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۱۰۳۸

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :تک عکس


۱۰۳۷

آرشیو‌ها را پاک می‌باید کرد.
و چون نمی‌توان،
پاک نمی‌توان بود.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی


۱۰۳۶

دل ت چیزی می‌گوید که فکر می‌کنی ناب‌ترین بهانه زیستن است.
به این فکر نمی‌کنی که دل همه آدم‌های زمین همین را گفته،
بی‌آن که تا ته‌اش را زیسته باشند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی


۱۰۳۵

عریانیِ فیس بوکی

چیزی که بیشتر مرسومه اینه که در لیست دوستان فیس بوکِ آدم‌ها اصولن گزینشی صورت نمی‌گیره، و این لیست افرادی از محل کار، خانواده، دوستانِ گپ‌های خصوصی و روشن فکری، و غیره رو شامل می‌شه. از طرفی، چیزی که ما در دنیای واقعی با هر کدوم از این گروه‌ها به اشتراک می‌ذاریم، بسته به حساسیت‌های رابطه مون باهاشون و علایق اون‌ها ممکنه کاملن گزینشی باشه. به اشتراک گذاشتن‌های ما در دنیای مجازی، ولی، اگر حواس مون نباشه بدون در نظر گرفتن تمامی مخاطبان حاضر در لیست فیس بوک اتفاق می‌افته، و این ممکنه به آزار دوستان- و در سناریوهایی دراماتیک تر- به از دست رفتن یک شغل، یا یک رابطه مهم زندگی منجر بشه.
در مورد خودم مثال بزنم:
مثل خیلی دیگه از آدم‌ها، من ویژگی‌های شخصیتی متنوع و حتی گاهی متناقض ی دارم و، در دنیای واقعی، بسته به محیطی که توش قرار می‌گیرم یکی یا تعدادی از این وجوه رو عریان و ویژگی‌های مشخصی رو پنهان می‌کنم. این انتخاب که با هر کسی کدوم ویژگی هام رو پررنگ کنم خیلی موقع‌ها بستگی به علایق و ویژگی‌های اون آدم مقابل داره، و من سعی می‌کنم بگردم ویژگی‌های مشترک رو پررنگ‌تر، و از آن چه مشترک نیست دوری کنم. مثلن من دیدگاه سیاسی مشخصی دارم، کارم معلمی زبان ست، در مورد ازدواج نظراتی دارم، با غذاهای گیاهی احساس بهتری دارم، طرفدار تیم فوتبال سپاهان اصفهان هستم، در مورد وجود خدا تردیدهای جدی دارم ولی به آدم‌های مذهبی آرام هم احساس تعلق می‌کنم، و خیلی چیزهای دیگه. خوب حالا، فرضن در دنیای واقعی وقتی با کسی هستم که طرفدار تیم پرسپولیس ه، من اصولن تلاش می‌کنم موضوع فوتبال رو وسط نکشم و چیزه دیگه‌ای رو برای گفت‌و‌گو انتخاب کنم که توافق بیشتری روش هست. یا در محل کارم تقریبن تمام ویژگی‌ها و علایق نامرتبط با کار معلمی زبان رو مخفی نگه می‌دارم که در کارم و رابطه م با آدم‌های داخل کلاس اختلال ایجاد نکنه.
سوال من این جاست که عدم انجام این گزینش در به اشتراک گذاشتن چیزی از خودم در یک شبکه اجتماعی که همه ی آدم‌های زندگی م رو یک جا جمع کرده و مخاطب قرار می‌ده چقدر می‌تونه برای من هزینه هایی واقعی در بر داشته باشه؟

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :تحلیل


۱۰۳۴

(درباره عکس، درباره عکاسی-٢٢)

در عکاسی مستندِ خانوادگی یک نوستالژی پرستی مازوخیستی پنهان است. گاهی حتی پنهان هم نیست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :درباره عکس، درباره عکاسی


۱۰۳۳

نه چون انسان ‌زاده شده‌ای،
بیشتر به خاطر این است که بیش از آن چه هست جدی می‌گیری این تصادف را
که انسان‌ زاده شده‌ای.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
تگ های این مطلب :هی