۱۰۲۳

مانی حقیقی فیلم به فیلم بد‌تر شده؛ «چمدان» افتضاحه.
 «یه حبه قند» رضا میرکریمی خوبه.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۲۲

من گمون می‌کنم «جدایی نادر از سیمین» به شرط مقایسه نشدن با «درباره الی» کماکان فیلم فوق العاده خوبیه. فرهادی اصولن دغدغه اخلاق داره، و دغدغه قضاوت، و تماشاگر فیلم ش رو در مقام قاضی می‌شونه و مجبورش می‌کنه در طول قصه و بعد از قصه در مورد آدم‌های قصه، و تصمیم‌هایی که اون‌ها در دو راهی هاشون گرفتن قضاوت کنه؛ و این در حالیه که با نشون دادن بخش‌های مختلف واقعیت به تماشاگر، کار قضاوت رو سخت و حتی غیر ممکن می‌کنه. در «جدایی نادر از سیمین» هم دقیقن همین روند تکرار شده.

این‌ها به کنار، آیا «جدایی نادر از سیمین» در مسیر فیلم سازی فرهادی کماکان گامی به جلوست؟ به نظر من پاسخ این پرسش منفی ه. شاید به خاطر این که بعد از پدیده «درباره الی» اصولن هیچ اتفاق بهتری قابل تصور نیست. «جدایی نادر از سیمین» من رو شگفت زده نکرد، شاید چون «شهر زیبا»، «چهارشنبه سوری»، و «درباره الی» تمام اون پرسش‌هایی که این فیلم می‌خواست مطرح کنه رو قبلن مطرح، و همه توان این هنرمند رو نشون م داده بودن. از طرفی، از تعلیق و هیجان‌های بی‌مانند «درباره الی» در این یکی اندکی کمتر خبری هست. اگر فرهادی اون چندتا فیلم قبلی رو نداشت تاثیر این آخری احتمالن به مراتب بیشتر می‌شد، ولی همه اون چهار شاهکار قبلی انتظار از این آدم رو به قدری بالا برده که حتی تکرار همون‌ها هم قدرت تاثیر گذاری کمتری بر مخاطب خواهد داشت.
و در ضمن، برخلاف عنوان فیلم، «جدایی نادر از سیمین» روایتِ جدایی نادر از سیمین نیست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۲۱

حدس می‌زنم کسی که از عاشقانه‌های آرام با ته مایه ی روشن فکری- مثلن «شب‌های روشن» و «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» - خوشش اومده، شانس زیادی داره که از تماشای «چیزهایی هست که نمی‌دانی» هم لذت ببره. کارگردان این فیلم فردین صاحب الزمانی ه و این اولین فیلم بلند این آدمه. من خودم این آخری رو از دوتای اولی بیشتر دوست داشتم، هرچند به طور مشخص از طرفدارهای پروپاقرص این تیپ فیلم‌ها نیستم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۲۰

در روزهای جشنواره فیلم فجر، صف‌های طولانی بیشتر برای فیلم‌های بخش «مسابقه سینمای ایران» تشکیل می‌شه و بقیه بخش‌های جشنواره به ندرت تماشاچی‌های زیادی رو جلب می‌کنه. با این حال، در بخش‌های جانبی جشنواره می‌شه فیلم‌هایی دید که احتمال کمتری داره بعدن اکران عمومی داشته باشن. همین طور، فیلم‌هایی که بعدن ارزش جهانی پیدا می‌کنن راحت احتمال داره به دلایل مختلف خارج از بخش اصلی قرار بگیرن. از فیلم‌های بخش‌های جانبی امسال یکی هم «آفریقا» اولین ساخته هومن سیدی ست که از توصیه‌های مجله فیلم بوده. فیلم رو امروز دیدم و خیلی زیاد خوشم نیومد، با ذکر این توضیح که دیدن ش هرگز پشیمانی عمیقی هم به همراه نمی‌آره.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۱۹

از ایرادهای جشنواره فیلم فجر جوگیر شدن آدم برای تماشای تعداد زیادی فیلم در چند روز محدوده. این باعث می‌شه این میون فیلم‌هایی هم توی پاچه آدم بره؛ فیلم‌هایی که در شرایط معمولی آدم هرگز پول و وقت ش رو صرف تماشای اون‌ها نمی‌کنه. امسال خیلی تلاش کردم این اتفاق برام نیفته. ولی با این حال، «راه آبی ابریشم» ساخته محمد بزرگ نیا هنوز به یک سوم خودش هم نرسیده بود که دیگه مطمئن شدم باز هم نتونستم از تماشای ناخواسته ی آشغال فیلم‌های سفارشی در امان بمونم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۱۸

«سیزده ۵۹» یک عدد پرویز پرستویی از جنگ برگشته دارد که قرار است با جامعه‌ای که خیلی چیزهای آن عوض شده در تضاد قرار بگیرد. این قصه به نظرتان تکراری نیست؟ می‌گویند فیلم‌های قبلی سامان سالور- که هیچ کدام هم اکران نشد- فیلم‌های خوبی بوده. من که شانس دیدن آن‌ها را نداشتم، ولی تماشای همین یک ملودرامی که امروز دیدم، با این موضوع دست مالی شده، کافی ست که اگر نام این آدم پای فیلمی باشد برای خرید بلیط آن کمی احتیاط کنم. در ضمن، آیا می‌شود روزی بیاید که در این مملکت نوستالژی خون و مرگ و جبهه سایه‌اش را از سر سینما کم کند؟

 «ورود آقایان ممنوع!» را رامبد جوان ساخته. پیش‌تر از او «پسر آدم، دختر حوا» در روزی که احتمالن مقداری افسرده بودم کمی باعث خنده‌ام شده بود. این یکی ولی اصلن کمکی به سرگرم شدن یا خندیدن م نکرد. حالا آهسته آهسته حس می‌کنم در جامعه‌ای که محدودیت‌های مربوط به روابط زن و مرد عملن انحراف‌های اجتماعی چندش آوری را باعث شده، دست آویز قرار دادن این موضوع برای ساختن فیلم برای همین زن‌ها و مردهای غیر طبیعی، سو استفاده از دردشان به جای ارایه راه حل به آن هاست. به نظرتان چنین طنزی چقدر زورش می‌رسد یک غیر ایرانی- شما بخوانید آدم سالم- را بخنداند؟

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۱۷

«مرگ کسب و کار من است»، اولین فیلم بلند امیر ثقفی، را دوست داشتم. فیلمی در مجموع آبرومند، بدون تاریخ مصرف، و البته نه به قصد گیشه.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۱۶

در ساعات نخست روز اول جشنواره دو فیلم دیدم.
هم «سعادت آباد» و هم «آقا یوسف» روایت‌های واقع گرایانه تلخی ست از فروپاشی اخلاق در جامعه شهر نشین امروز ایران. اولی به طور مشخص قصه انحطاط اخلاقی در طبقه متوسط شهری ست. این تیپ دل مشغولی در سینما با «چهار شنبه سوری» شروع شد و حالا دیگه داره برای خودش تبدیل می‌شه به یک ژانر. با این حال، اگر اصل و تقلبی برامون موضوع مهمی باشه، احتمالن جنس اصل در این ژانر آثاری ست که اصغر فرهادی می‌سازه.
دیدن هر دو فیلمی که نام بردم از ندیدن شون بهتره، هرچند هیچ کدوم قدم رو به جلویی در سینمای ایران به حساب نمی‌آد. نه مازیار میری به خوبیِ «به آهستگی» ست و نه علی رفیعی دقیقن در اندازه‌های کارگردان «ماهی‌ها عاشق می‌شوند».

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :سینما


۱۰۱۵

«مگر وحشتناک نبود که بعد از این همه این در و آن در زدن برای پیدا کردنِ کسی که آدم می‌خواهد عمرش را با او سپری کند، بعد از تشکیل خانواده با او، حتی علی رغم دلتنگی‌اش برای او-‌‌ همان طور که آمیت هم شب به شب دلتنگ مگان می‌شد- این تنهایی نبود که بیش تر از هر چیز برایش جاذبه و لذت داشت، تنها چیزی که هر قدر گذرا و کم مایه، آدم را متعادل و معقول نگه می‌داشت؟»

خاک غریب/ جومپا لاهیری/ امیر مهدی حقیقت/ نشر ماهی

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩
تگ های این مطلب :داخل گیومه