٩٨٣

برای همه شما آدم هایی که- مرتب یا گاهی- به این وبلاگ  سر می زنید، یک ١٣٨٩ شاد و پر انرژی آرزو می کنم.

از این که «پایین» را دنبال می کنید خوشحال م.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :شخصی


٩٨٢

پکن- بهمن ١٣٨٨

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :عکس- پکن


٩٨١

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :عکس- پکن


٩٨٠

«حالا از جمع ماها فقط من مانده ام و نادر. رضا چند سال بعد دستگیر شد و محاکمه شد و پنج سال گویا زندان براش بریدند. در زندان بود که به خانواده اش خبر دادند بروید باغ رضوان، قطعه ٨، بلوک ١، ردیف ٣، شماره ی ۶. تنها گوری که آدرسش این طور دقیق به یادم مانده، همین است. [...] سال تولد و «فوت» را هم نوشته اند: ١٣۴٨ و شهریور ١٣۶٧. محمود هم طرف های شیراز و مرودشت، گویا در درگیری کشته شده بود. صادق، ظرف ۴٨ ساعت، در تهران دستگیر و محاکمه و اعدام شده بود. قبل از آن ها هم سعید معلوم نشد کجا گم و گور شد. من هم ازدواج کردم و با آمدنِ دوقلوها دیگر نه فرصت کوه گردی ماند و نه چندان مجالی برای گردش و تفریح.»

مشکل آقای فطانت/ محمد رحیم اخوت/ انتشارات آگاه

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ های این مطلب :داخل گیومه