۳۵۹

(در کلاس زبان-۳۳)

از غیر آموزشی ترین کارها در کلاس زبان،‌ سخنرانی کردن معلم است.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۵۸

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :تک عکس


۳۵۷

(در کلاس زبان-۳۲)

سرکلاس میروم،

نمی دانم چه خواهم کرد،

شگفتی می آفرینم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۵۶

(در کلاس زبان-۳۱)

اینکه معلم را دوست داشته باشند الزامآ‌ به این معنا نیست که او معلم خوبیست. با این حال، دوستش نداشته باشند همیشه به این معنی ست که او برای آن کلاس معلم مناسبی نیست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۵۵

۲ سال پیش در ۱۸ آبان ۱۳۸۳ کاوه با خوردن یکی دو مشت قرص حل شده در آب خواست که خودش رو بکشه. کاوه اون روز نمرد و امروز خوشحاله که اوون روز زنده موند. چندی پیش ازش در مورد زندگیش در این روزها پرسیدم:

- آیا هنوز نگاهت به زندگی یک نگاه پوچه؟

- میدونی سپهر،‌ گمون نکنم دیگه پوچ باشم. بیشتر خودم را کودکی میبینم که هنوز خیلی چیزها نمیدونه. بی هدف نیستم اما برچسب نمیزنم به خودم. خیلی چیزا واسه رسیدن به دانایی باقی مونده. باید خیلی بیشتر بخونم و فکر کنم.

- بدون اینکه بخوای به خودت تلقین کنی، آیا از زندگی لذّت میبری؟

- از بعضی چیزا لذّت میبرم،‌ از بعضی چیزا در رنجم. سعی میکنم نه لذّتها رو و نه رنجها رو تعمیم ندم به کل. به نظرم لذّت یا رنج بردن از کل معنایی نداره. شرایط محیطی و درونی ست که باعث میشه در یک زمان لذّت ببریم یا رنج بکشیم. رنج یا لذّت از کل برام قابل قبول نیست مگر در حالتی ایزوله شده که بگیم زندگی ارزش داره یا نه و از نتیجه {پاسخ به این پرسش} لذّت یا رنج ببریم، که چنین چیزی واسه من خیلی زوده سپهر.

- اگر شرایط مالی فراهم باشه،‌ الان ازدواج میکنی؟

- نه سپهر، هنوز دلم میخواد آزادی های ساده دوران مجردی رو داشته باشم. هم بعد از {...} و هم بعد از {...} به شدّت حس کردم که چقدر بار  یک تعهد همه جانبه سنگین خواهد بود. گمون نکنم زورم برسه.

- آیا در افقی که روبروی خودت میبینی امکانی برای ازدواج هست؟

- از افقی که الان میبینم نه.

- چیزی هست که بهش خیلی اهمیّت بدی و یا هدفت باشه؟

- هنوز نتونستم دنیای جدیدی بسازم،‌آویزون و معلّق این وسط هستم. امّا فعلن چیزی که برام مهمّه دونستن بیشتره.

- الان داشتی چه کار میکردی؟

- الان کتاب میخونم،‌ معمولا تا ۳ و ۴ بیدارم.

- چی میخونی؟

- «اندیشه های فلسفی در پایان هزاره سوّم»

- گفتی از چیزهایی رنج میبری. چه چیزهایی آزارت میده؟

- از دست رفتن همه باورهام اگر چه زاینده است اما سخته. آینده ای که براش برنامه ای ندارم چون نمیدونم اصلا قراره چه شکلی باشه. بی هویتّی. (برچسب زدن اگر چه خطاست امّا به آدم هویت میده.) روابط اجتماعی سپهر،‌ حس میکنم یک دیوار بین من با آدمهای جدیده، حتی حرف زدن با راننده تاکسی اذیّتم میکنه. عاطفه زیادی که به خانواده ام دارم هم اذیّتم میکنه خیلی، بیخ گلوم رو گرفته. کمی عذاب وجدان به خاطر {...} هم دارم.

- و اون چیزهایی که گفتی ازشون لذت میبری چه چیزهایی هستند؟

- لذّت کتاب خوندن شبها،‌ سیگار و کار کردن روی پایان نامه،‌ و ارتباطم با دوستای خوبم مثل تو و بهرام اگرچه کمه اما واقعا لذت بخشه. و چیزه دیگه ای که هست و البته سلبی است نداشتن مشکل آموزشی تو دانشگاهه.

- آیا چیزی هست که نقد کنی؟ چیزی که بهش اعتراض کنی؟ آیا دیگر روحیه انتقادی درت هست؟

- نه سپهر،‌ به چیزهای کوچک هم حتی نقدی ندارم به این دلیل که حس میکنم دانش کافی ندارم و نه حتی یک باور قوی که معیار قرارش بدم برای نقد و یا اعتراض. بوی محافظه کاری میاد، نه؟

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :دیالوگ


۳۵۴

(در کلاس زبان-۳۰)

از وایت برد ( تخته سیاه) بسیار استفاده میکنم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۵۳

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :تک عکس


۳۵۲

(در کلاس زبان-۲۹)

تنبیه نباشد، هر شکل آن به فرایند یادگیری آسیب میزند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۵۱

(در کلاس زبان-۲۸)

قاعده این است که من در کلاس کمتر بگویم که یادگیرنده ها بیشتر بگویند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۵۰

- علوم انسانی به درد زندگی بعد از ازدواج نمیخوره.

- باهات موافقم. مثلآ‌ فلسفه و جامعه شناسی جون میده برا مخ زنی دخترا. ولی وقتی مخ یکیشون رو زدی و طرف شد زنت، فلسفه به چه کارت میاد!

- زبان هم بهترین رشته ست برا اینکه دوره مجردی کار داشته باشی و همه بگن طرف از ۱۸ سالگی دستش تو جیب خودش بود ولی مشکل اینجاست که وقتی ۷۰ سالت هم بشه هنوز همون جایی هستی که ۱۸سالگی بودی.

- به نظر من رشته دانشگاهی باید واقعی باشه. کار واقعی انجام بده. مثلآ‌ مهندسی که یک چیزی میسازه نتیجه کارش پیداست، واقعیه، مورد نیازه.

- حالا میفهمم چرا از بچگی بهم میگفتن که باید مهندس یا دکتر بشم.

- اصولآ‌ علوم انسانی آدمهای پرحرف و به درد نخور تحویل جامعه میده. آخه یک دکتر فلسفه جز اینکه سر کلاس شاگردهاش رو حیران کنه چه کار واقعی ای بلده انجام بده؟ کدوم یکی از آدمهای این شهر در زندگی واقعیشون نیاز پیدا میکنن برن پیش دکتر فلسفه؟

- پسر، عجب اشتباهی کردیم. 

- من فکر کنم هرچی بزرگتر بشیم بیشتر به حماقتمون پی ببریم.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :دیالوگ


۳۴۹

(در کلاس زبان-۲۷)

در کلاس‌ اشتباه علمی خویش را میپذیرم و به آن اعتراف میکنم. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۴۸

لوله (۲)

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :عکس- مجموعه


۳۴۷

(در کلاس زبان-۲۶)

کسب مهارتهای زبان دوم در مدت زمانی کوتاه (مانند یک هفته،‌ ده جلسه، دو ماه،...) غیر ممکن است. آنکه ادعای آموزشی اینگونه میکند نیز شارلاتان محسوب میشود.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۴۶

در آخرین دور بازی قایم موشک، چشم بر دیوار ضخیم خرابه پشتی کوچه پایینی خیابان آخر گذاشت و با خود اندیشید که جوهر سیاه رنگ خودنویسی که دوستش از مغازه طبقه آخر برج سایه خریده بود و به عنوان کادوی سی و پنجمین سال تولدش به او هدیه کرده بود، تا چند روز بدون استفاده که بماند خشک نمیشود.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :هی


۳۴۵

(در کلاس زبان-۲۵)

قبل از آغاز هر بحث کلاسی به یادگیرنده ها یک دقیقه وقت میدهم که به موضوع فکر کنند؛ سپس از آنها میخواهم در مورد آن صحبت کنند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۴۴

خبر حکم اعدام برای صدام خوشحالم نکرد. با مجازات اعدام مخالفم. امیدوارم اروپا و سازمانهای بین المللی حقوق بشر بتوانند در روزهای آینده مانع اجرای چنین حکمی شوند.  

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :میان اخبار


۳۴۳

فشار

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :تک عکس


۳۴۲

(در کلاس زبان-۲۴)

خلاقیت آموزشی، آفرینش در کلاس، پویایی در انتخاب از میان همه روشهای تعریف شده و همه روشهای آزموده نشده.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۴۱

(در کلاس زبان-۲۳)

۶ نفر تا ۱۱ نفر در کلاس زبان باشند بهتر است.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۴۰

آینده بود و کسی داشت در وبلاگ های من و تو چرخ میزد. یکی یکی بازشان میکرد و آه میکشید که ای کاش صاحبانشان هنوز زنده بودند و  آنها را به روز میکردند...

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :هی


۳۳۹

(در کلاس زبان-۲۲)

یادگیرنده ها همیشه دیکشنری تک زبانه همراه داشته باشند؛ معلم دیکشنری متحرک آنها نیست.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۳۸

لوله (۱)

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :عکس- مجموعه


۳۳۷

(در کلاس زبان-۲۱)

طرح درس به معنای داشتن برنامه آموزشی مشخص و زمانبندی شده را مفید میدانم،‌ ولی جزییات جلسه ای آنرا نیازها، ویژگیها، و شرایط کلاس تعیین میکند.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۳۶

(در کلاس زبان-۲۰)

تشویق در کلاس، باشد یا نباشد؟ بسیار پیچیده است، احتیاط باید کرد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان


۳۳۵

(در کلاس زبان-۱۹)

در بحث های کلاسی، تقسیم یادگیرنده ها به گروههای کوچکتر اضطراب آنها را کاهش داده، و در نتیجه اجرای آنها را بهبود می بخشد.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳۸٥
تگ های این مطلب :در کلاس زبان