۱۷۱

دیروز رسمآ ازدواج کردم.

هیاهوی درونیم آنقدر بزرگ بود که هیاهوی بیرونی رو به حداقل برسونیم. 

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :شخصی


۱۷۰

شترهای زیادی هستن که در خونه هر کسی میخوابن. یکی از اوون شترها الان پشت در خونه من خوابش میاد. بعید میدونم تا خوابیدنش زمان زیادی مونده باشه.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :شخصی


۱۶۹

فرض کن گرسنه باشی؛ کسی بهت غذا بده و در قبالش به تو تجاوز کنه؛ چه حسی بهت دست میده دوست من؟

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :ریز نوشته


۱۶۸

نمیدونم من زودتر تمام میشم یا این پایان نامه لعنتی!

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :شخصی


۱۶۷

یکی از روشهای «تست ثبات عشق» اینه که اوون کسی که ادعای عاشق بودن میکنه رو «اخته» کنیم ببینیم باز هم عاشق میمونه یا نه.

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :تحلیل


۱۶۶

اکنون

خالی از نیازها

اندکی فلسفه میچسبد و نخی سیگار...

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :هی


۱۶۵

«شب تاریک و ره باریک

و

من مست»

  
نویسنده : پایین ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :داخل گیومه


۱۶۴

اینکه تو مگس نشدی و مگس تو نشد؛ تو تو شدی و مگس مگس شد صرفآ یک تصادفه بیهوده بوده و بس...

  
نویسنده : پایین ; ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٤
تگ های این مطلب :تحلیل